بیماری من از نظر جسمی ، ذهنی ، از نظر معنوی و از نظر احساسی؟  چه تاثیری بر من گذاشته است ؟

رسیدیم به جنبه های مختلف این بیماری که در وجودم هست …

جسمی ، ذهنی (روانی ) ، معنوی (روحانی) و احساسی

اولین جنبه ی بیماری جسمیه ، اما نه اونطور که من فکر می کردم ! من فکر می کردم آسیب های جسمی که از عادتم خوردم این جنبه ی  بیماریه ، ولی نه ! منظور سوال بلاهایی که بعنوان مثال عوارض چاقی برای عادت پرخوری ، داغون شدن ریه برای نیکوتینی ها و … سر ما آورد نیست …

جنبه ی جسمی بیماری برای من آلرژی مادام العمر به عادت خاصمه ، به طرز عجیبی جسم من بعلت وابسته شدن به یک چیز خاص ، بطور مادام العمر بهش آلرژی داره و با یک بار استفاده از اون ، دوباره به روز اول بر میگرده !

جنبه ی ذهنی و روانی شامل وسوسه های مختلف ، صدای دائمی در سرم ، فرمانهای مختلفی که من رو به سمت گمراهی می بره ، ناسالم بودن عقلم (قدم دوم با بحث عدم سلامت عقل آشنا می شیم ) ، افکار خودمحورانه و منفی بینی و نا امیدی و انواع افکار مسمومیه که توی سرم بر اثر این بیماری اتفاق می افته …

جنبه معنوی که در کتاب، روحانی ترجمه شده (و این ترجمه گاهی باعث برداشتهای اشتباهی هم میشه ) اون بخشی از بیماری منه که ارتباط من رو با خداوند ، با معنویت ، اخلاق ، ارزشها و هر آنچه که قرار بود روحم رو جلابده و آرامم کنه قطع می کنه …

جنبه ی احساسی بیماری من اون بخشیه که بیماری با ابزار احساسات کمر به داغون کردن زندگی من بسته ، چطور ؟ با احساس ترس ، با احساس رنجش ، با احساس گناه و احساس خجالت ، با احساس یأس ، احساس نا امیدی ، احساس خود کم بینی و دهها احساس که وقتی افسارش دست بیماریم باششه فلجم می کنه …

 

اما جمله ای رو باز یاداوری می کنم تا ببینیم از این جنبه های بالا بیماری چطور استفاده می کنه …

افکار من احساسم رو میسازه ، احساسم رفتارم رو میسازه ، رفتارم عاداتم رو می سازه و عاداتم سرنوشتم رو !

این وسط کار بخش معنوی فیلتریه که افکار احساس و رفتار من باید ازش عبور کنه تا سازنده باشه …

 

از جنبه های مختلف بیماری صدها ساعت میشه صحبت کرد ، چون این بیماری روی تک تک بخشهای وجود من تأثیر گذاشته و در طول دوازده قدم بسیار بهتر میشه باهاشون آشنا شد …

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *