سوال 49 قدم یک / آیا پذیرفته ام که بعد از مدتهای طولانی پرهیز باز هم کنترولی نخواهم داشت ؟

خوب ، اینجا دیگه وقتشه تسلیم بشم و متوجه بشم :

مصرف کنترلی برای من (که بیماری رو همراه خودم دارم ) یک افسانه بیش نیست ! وجود نداره ! ممکن نیست ! امکان نداره ! نمیشه ! نیست ! دیگه به چه زبانی بگم … برای کسی که یک چهارم زندگیش رو با دوازده قدم و بین هزاران دوازده قدمی گذرونده وقتی کسی فکر می کنه که میشه مصرف کنترلی داشت تبدیل به یک جوک میشه که در عین خنده داری ترسناکه ! چطور ممکنه کسی اینجوری فکر کنه که میشه کنترل کرد …

وقتی از مصرف حرف میزنم دارم از مصرف عادتها و نواقص حرف می زنم ها … (ها رو داشتید چه به جا بود !cool)  . مثلا با خودم بگم یه دروغ کوچولو بگم دیگه نمی گم ! مثلا بگم یه بستنی کوچولو بخورم دیگه نمی خورم … یه تجربه که مصرف کننده های مخدر خوب میشناسنش : مصرف من فقط توی جشنها … بعد میشه نه ، آخر هفته ها و توی جشن ها . آخر هفته ها و جشن ها و عزاداری . آخر هفته و جشن و عزا و سایر مناسبت های ملی و مذهبی ! آخر هفته و جشن و عزا و سایر مناسبتها بعلاوه ی روزهای زوج و در آخر روزهای زوج و فرد و تمامی مناسبتها مصرف دوبل … یه جمعه می مونه که چون زوج و فردش معلوم نیست خودش ایام خاصه laughing به همین سادگی افسانه ی کنترل شکل می گیره …

علت چیه ؟ چرا من بعد از ده سال نمی تونم یه دود سیگار بگیرم . یا یک پیک یا یک نقص ؟!

دو دلیل داره . اول اینکه فراموش نکنیم که در بخش جسمی بیماری گفتیم : حساسیت و آلرژی ابدی به یک بار مصرف … یعنی بدن من اینجوره که یک بار براش زیاده و هزار بار کافی نیست !

دوم چرا یک سد عظیم با یک سوراخ نابود میشه ؟ و جالبه که هرچقدر عظیم تر باشه و آب بیشتری پشتش جمع شده باشه نابودیش شدیدتر هم هست ؟ به دلیلش فکر کنید و بدونید بهبودی و پرهیز ما مثل سد و آب پشتشه …

یادی بکنیم از پطرس پسری که فداکارانه انگشتش رو توی سوراخ سد فرو کرد تا ما امروز یادش بیافتیم ! (بی ربط بود ولی شاید ما هم باید برای نجات سد خودمون همواره باید آماده ی فداکاری باشیم laughing)

و دلیلی فراتر از بحث قدم یکیمون برای عزیزانی که برای چندمین باره دارن این قدمها رو کار می کنن : وقتی اراده و زندگی رو بجای خداوند بدست بیماری بسپاریم انتظار داریم کنترلی وجود داشته باشه ؟! افسار وقتی دست بیماری باشه آنچنان وحشی میشه که همه چی رو براحتی ویران میکنه . مسئله کنترل نیست ، مسئله اینه که فرمان و افسار دست کیه و خواست و اراده ی خداوند کجای کاری که من انجام میدم هست ؟

خواست و اراده ی خداوند هرگز در مصرف عادتم و استفاده از نواقصم نیست و حاصل مثل همیشه خسارت و ویرانی خواهد بود .

Check Also

سوال دو قدم دو / عدم سلامت عقل / آیا اعتقاد داشتم که می توانم مصرفم را کنترل کنم؟ چند مثال در مورد تجربه خود با کنترل کردن و چگونگی ناموفق بودتان بزنید

خوب رسیدیم به بخش عدم سلامت عقل ! یه کم عجیبه که بخوام به درک …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *