1-1 مفهوم بیماری اعتیاد برای من چیست؟

در اولین سوال قدم یکم برای من دو تا نکته ی طنازانه ظریف وجود داره که من رو به یاد دون خوان و کارلوس کاستاندا میندازه وقتایی که دون خوان ، کارلوس به شدت همه چیز دان رو دست مینداخت sealed

اولین نکته که جالبه اینه که من دوازده قدم قراره کار کنم تا همین مسئله رو بفهمم که بیماری اعتیاد چیه ؟ و کتاب میاد بعنوان اولین سوال از من این سوال رو می پرسه!

جالبتر اینه که  من اولین بار بعد از دیدن این سوال شروع کردم و یک صفحه ی کامل درموردش نوشتم ! من آقای همه چی دان بودم ! من کلی نظر داشتم ! من … من … (اصلا اون موقع من چقدر من بودم ) در حالی که این بیماری همه چیزم رو نابود کرده بود ، من بعنوان یه همه چی دان داشتم نظریاتم رو می گفتم .

این بخش بیماری که همه چی دان بودن ، خود محوری و داشتن آگاهی و نداشتن عملکرد  بود که امروز می فهمم کتاب ظریف و بعد سالها چقدر قشنگ نشونم داد .

طنز دوم در این نکته نهفته است که من می نویسم و کتاب می دونه بر می گردم ، یکی دو سال بعد ، با نگاهی جدید و با آگاهی و رشدی یکی دو ساله و حالا دوباره به چیزایی که نوشتم نگاه می کنم ، می خونم و  لبخند میزنم (و برای من با قهقهه اتفاق افتادwink ). تغییراتم رو خواهم دید و بار دیگه این چرخه ی بی پایان رو شروع خواهم کرد … 

کتاب با این سوال میگه خوش برگشتی ، بگو ببینم چه خبر …

 

مفهوم بیماری اعتیاد برای من چیست ؟

خوب بریم سوال درک امروز من در مورد مفهوم بیماری اعتیاد برای من چیست .

اصلا چرا بیماری ؟ تعریف بیماری چیه ؟

بیماری بطور کلی انحراف بدن از اعمال طبیعی آن تعریف شده !هر  بیماری علایمی و عوارضی داره و اعتیاد هم تمام این خصوصیات رو داره ، بسیار قوی و وسیع … برخی عوارض و علایم بیماری بشرح زیره که توضیح هر کدام دهها صفحه می خواد و زیبایی قدمها اینه که در طول زمان به همه ی این جنبه ها به تفصیل خواهیم رسید … 

بیماری اعتیاد : داشتن آگاهی و نداشتن عملکرد

بیماری اعتیاد : دنبال چیز متفاوتی گشتن برای پر کردن خلاء درونی

بیماری اعتیاد : درد بی خدایی و بی ایمانی

بیماری اعتیاد : ترس ترس ترس

بیماری اعتیاد : افراط و تفریط

بیماره اعتیاد : انواع وسوسه های دائمی

بیماری اعتیاد: خودمحوری و همه چیز دانی و عادات خودمحورانه

بیماری اعتیاد : می دانم و می توانم کاذب

بیماری اعتیاد : کارهای دیوانه وار

بیماری اعتیاد : تکرار اشتباه و انتظار نتایج متفاوت

بیماری اعتیاد : بیماری کارهای نیمه تمام

بیماری اعیتاد : بیماری ولش کن ! (سوء برداشت نشه smile صدایی دائمی در سر که وقتی دست به هر کاری می خوام بزنم میگه ولش کن )

بیماری اعتیاد : میل به انزوا و یأس

بیماری اعتیاد : بیماری در جایگاه خدا نشستن و تلاش برای تغییر همه ی دنیا

بیماری اعتیاد : احساسات سرکوب شده ، ناشناخته و نابجا

بیماری اعتیاد : رازهای سر به مهر

بیماری اعتیاد : بیماری بی اعتمادی و تنهایی

بیماری اعتیاد: جولانگاه نواقص اخلاقی و کمبودها

بیماری اعتیاد : ناتوانی در تغییر زندگی

بیماری اعتیاد : کنترل شدن توسط عوامل خارجی

بیماری اعتیاد : خسارت های دائمی به خودم و اطرافیانم

بیماری اعتیاد : گم کردن باورها و اعتقادات

بیماری اعتیاد: باور فقط خودم فقط خودم فقط خودم

و اگه بخوام این لیست رو ادامه بدم فقط خدا می دونه که چقدر می تونم ادامه بدم …

این بیماری یک بیماری پیش رونده ، مزمن و کشنده است (و چه بسیار انسانهایی رو دیدم که از عوارض این بیماری کشته شدن ، نه با عادتهاشون ، بلکه با عوارض بیماریشون ، اشتباهاتشون و … ) که جنبه های جسمی ، روانی ، روحانی داره و روی کشتن هر سه بخش کار می کنه !

به تفصیل در طول قدمها این جنبه ها رو باز می کنیم .

کسی نمی دونه این بیماری اکتسابیه ، ژنتیکه یا … اما تجربه ی من نشون داده که اول : از وقتی یادمه در کودکی همراهم بوده ، دوم اینکه قابل انتقال به اطرافیانه . فراموش نکنید داریم در مورد بیماری ای حرف می زنیم که با اینهمه توضیح هنوز به بحث عادت مورد نظرمون نرسیدیم !!! مثل مواد ، سیگار ، پرخوری ، شهوترانی و … پس لطفا بیماری رو با عادت مورد نظر اشتباه نگیرید ! عاداتی مثل اعتیاد به مواد مخدر درجه ای از بیماری هست که فرد برای سرکوب بیماریش یه مسکن پیدا کرده و اسیرش شده … پس ریشه ی درد جای دیگست و مخدرها ، عادتها و … همه فقط شاخه ی کوچکی از این بیماری عظیم هستن … بیماری کوه یخی هست که عادت مورد نظر فقط بخشیه که دیده شده .

به شخصه معتقدم اکثر مردم این بیماری رو با شدتهای مختلف و عادتهای مختلف با خودشون حمل می کنن فقط نوع بروز ، زمانش یا نوع عاداتشون و شدت بروزش فرق می کنه و افراد عادی کمی رو در زندگیم ملاقات کردم .

این افراد عادی افرادی آرام ، شاد ، موفق و اخلاق مدار  هستن که بویی از این بیماری در زندگیشون دیده نمیشه …

حالا تازه میرسیم به درک شخصیِ شخصی من که چندان ربطی به انجمن نداره !

با یک مثال شروع می کنم . نصف شبه ، بیدار میشی ، خیلی تشنه ای ، در یخچال آب خیلی خنک و گوارایی داریی و با خودت می گی ولش کن و بعد از چندین بار زور زدن که برم در یخچال ، نه ولش کن و … با تشنگی میگیری می خوابی …

حالا چند تا سوال مهم :

اونی که تشنه بودکی بود ؟

اون که گفت ولش کن کی بود ؟

اون که این ولش کن رو شنید کی بود ؟

چه اتفاقی در من افتاد که یک لیوان آب خوردن در ذهن من اینجور شد :

می خوای الان پاشی ، پتو رو بزنی کنار ، توی این تاریکی بگردی دنبال کلید برق ، اینهمه راه بری تا یخچال ، قبلش لیوان پیدا کنی ، بیاری ، در یخچالو واکنی ، آب بخوری ، لیوان رو بذاری سر جاش ، خوابت هم می پره ، تازه بری برق رو خاموش کنی و بیای بخوابی …

اصلا کی بود که اینها رو گفت ؟!؟!؟!؟ surprised نترسید … (شاید هم باید بترسید )

بهتون تبریک می گم با بیماری اعتیاد آشنا بشید : اونکه دستور داد ولش کن ، اونکه این سناریو رو برات تعریف کرد (و به فعلهاش دقت کنید ، حتی اول شخص نیست !!! ) بیماری اعتیاد بود .

و اونکه تشنه بود و فقط یه لیوان آب می خواست من بودم . آخه مگه ممکنه من چیزی رو بخوام و همزمان نخوام !

چقدر قشنگ در قرآن بعنوان وسواس خناس ازش اسم می بره {وسوسه گر پنهان شونده} … کجا پنهان میشه ؟ باز خودش می گه الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ  یعنی در درون ما پنهانن و وسوسه می کنن ! 

پس اسمشو بذاریم شیطان ، بیماری ، ایگو یا هر چیزی که دلمون خواست ، مهم اینه که درون من چیزی غیر از من وجود داره انگار … چیزی که عامل تمام خرابی ها ، غم ها ، رنج ها ، وسوسه ها ، ناتوانی ها و هر مشکلیه که من دارم …

و اگه تا امروز فکر می کردید که خودتون مسبب مشکلاتید ، یه تبریک دیگه ، بیماری شما مسبب مشکلات بوده ، شما مسئول بیماریتون نیستید ، اما مسئول بهبودیتون هستید … بعد از خوندن این متن و از این لحظه شما مسئولید در مقابل دستوراتی که بیماری میده و شما درک می کنید که این خودتون نیستید … پس به دنبال راهکار بگردیم برای رهایی …

به دوازده قدم خوش آمدید ، راهکار افسار زدن به این گرگ سرکش … راهکار پس گرفتن خودم … راهکار آزاد شدن ، راهکار رسیدن به آرزوهایی که ازم گرفته شدن ، راهکار آرام شدن ، مسیر آرامش …

 

اینم حسن ختام سوال اولی که هرگز پایانی نداره و مطمئنم بارها ادیت خواهد شد …

خوشحال میشم نظرات و درکهاتون رو بخونم ، می تونید در نظرتون اعلام کنید که منتشر بشه یا نشه …

 

 

Check Also

28-1 چه مشکلاتی در محل کار یا مدرسه به خاطر بیماری ام برایم به وجود آمده بود؟

دوستان خوبم ، این سوالا بیشتر با خود شما کار داره که مروری کوتاه از …

2 نظر

  1. واقعی بگم قدم کارکردنم خجالت آور بوده ، اکنون ذهنم رو بازتر میکنم شاید چیزی حالیمبشه …

    • دوست خوبم ، در مسیر رشد بودن هرگز خجالت آور نیست ، هر بار کارکرد این قدم با دیدگاهی جدید اتفاق می افته ، وقتی خودم درکهای روزهای اولم رو می بینم نیشم آنچنان باز میشه از چیزی که بودم و فکر می کردم … ممنون که ما رو دنبال می کنید . خوشحال میشیم از تجربیاتتون استفاده کنیم .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *