نشانه ی روز :

سوال 73 قدم چهار / افکار و احساسی که درست قبل از خسارت زدن به کسی داشتم چه بوده اند ؟

یادتونه یه سوال کار کردیم در قدم یک که گفتیم در حالی که بیماریم فعاله (یا وسوسه دارم ) افکارم چه طریقه ی خاصی رو دنبال می کنه ! می تونید اینجا مرورش کنید . خوب وقتی میخوام خسارت هم بزنم ، وقتی میخوام سواستفاده هم بکنم بیماری من از ابزار وسوسه استفاده می کنه و در افکار و احساساتم دستکاری ای انجام میده تا بتونه با طریقه ی خاص من ، من رو به سمت عمل از روی وسوسه هدایت کنه .

حالا نگاه کنیم به مورد خسارت زدن و سواستفاده : بیماری فتیله ی احساسات هشدار دهنده ی من (بیداری روحانی) رو یواشی پایین میکشه ، احساس نیاز و بی خیالی و حق به جانبی رو زیاد می کنه … بعد به مغز پیغامهای توجیه گر می فرسته ، من رو به انکار فرو می بره و دروغ میگه از راست بهتر !!! صداهایی رو در سرم میشنوم که میگه : این که خسارت نیست ! اصلا داری بهش لطف هم می کنی … حقشه ! یادمه توی درکهای قبلی همه ی اینا رو البته گفتم ! شروع به توجیه های مختلف می کنه ، مثلا اگه خسارت زدن بدیهیه ، اگه زورش نرسه توجیه کنه ، حواله میده به آینده ! سر فرصت جبران می کنی … قدم نه جبران می کنی … بهترشو براش می خری … از دلش در میاری … یعنی نقد رو به نسیه می فروشه … من رو از عاقبت اندیشی باز میداره ، هیچی نمیشه ، هیچیش نمی شه … اصلا به تو چه … تو مسئول اشتباهات دیگران نیستی !!! (یکی بهش بگه بیماری ناحسابی ، مسئول خطای خودم که داری میفرمایی انجام بدم که هستم !!! )

چرا این سوال رو کار می کنیم ، که هر وقت این افکار و احساسات رو تشخیص دادم بدونم ، دسته گل بیماریه و می خواد من رو به سمت سو استفاده و خسارت هول بده . امروز باید آگاه باشم ، از ابزارهام استفاده کنم ، علائم هشداردهنده ی بیماری رو که تشخیص دادم سریع به دامن اصولم پناه ببرم ، تماس ، مشارکت ، دعا ، جلسه و …

2 comments

  1. افکار من حق به جانب بودم..معمولا با احساس اینکه من قربانی و مظلومم وارد عمل میشدم….به خودم حق میدادم
    ترحم به حال خود که من اگه به فکر خودم نباشم کی به فکرمه
    اینجوری وارد سو استفاده میشدم…بر روی خواسته هام پافشاری میکردم و نیاز بقیه اصلا مهم نبود یا اگر هم مهم بود میگفتم بعدا جبرانش میکنم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.