نشانه ی روز :

سوال 14 قدم 3 / آیا لغت « خدا» یا حتی مفهوم آن باعث ناراحتی من می شود ؟ منبع این ناراحتی چیست ؟

نفرت از خداوند

خوب بریم سراغ آشتی با خداوند . شاید به نظر بعضی از شما این سوال عجیب بیاد ، مگه میشه لغت خدا کسی رو ناراحت کنه ، از طرفی برای بعضی ها هم عین واقعیت باشه و لغت یا مفهوم خداوند احساسات بسیار منفی ای رو در اونها به وجود بیاره … بیاید ریشه یابی کنیم …

خوب بادیدگاه کسایی که با لغت خداوند مشکل دارن کمی به زندگی نگاه کنیم … اونها می گن :  خداوند نماینده ی تمام دستورات سخت دنیاست ، تمام اصول سخت گیرانه ای که بکن و نکن های زندگی من رو ساختن ، خداوند باعث تمام بدبختی های منه ، خداوند من رو به این دنیا آورد و رها کرد ، تمام شرایط بد و سخت زندگی رو اون سر راهم قرار داد ، بذار یه ضرب المثل لری هم از قول این عزیزان بگم دور هم بخندیم : میگن خدا به فلانی گفت روله ، به من گفت سیخ چوله ! (روله یعنی بچه ی عزیز ، سیخ چوله یعنی خارپشت ) !!! بازم بگم ؟ خداوند مسئول تمام ظلم هاییه که ادیان مختلف انجام دادن ، اصلا تمام گرانی ها و مشکلات اجتماعی و اعتیاد و … هم تقصیر خداست ، اصلا واسه چی آدم رو از بهشت انداخت بیرون ؟!؟!

بله ! اگه اجازه بدیم بیماری اینطور خدایی رو برای ما تعریف می کنه … و با این روش ما ر از خدا دور می کنه … با چنین استدلالهایی (که قطعا اشتباه و غیر منطقی هستن) ما از خدای درونمون دور شدیم … 

بیاید یه کم واقع گرایانه به خداوند نگاه کنیم و واقعیت امر اینه نمی تونم اعتقادات شخصیم رو وارد این سوال شخصی نکنم ! هر کدامشون که به دردتون خورد رو استفاده کنید …

من به چند گفته ی خداوند ایمان کامل دارم : 

1-  آنچه از نیکیها به تو می رسد ، از طرف خداست و آنچه از بدی به تو می رسد ، از سوی خود توست.

خوب در موردش فکر کنیم ، آیا زندگی من ساخته ی تصمیمات من نیست ؟ قطعا الان میگی زندگی من ساخته ی شرایطه !همون شرایطی که خدا من رو درش قرار داد !  اما من میگم زندگی من ساخته تصمیمات من در هر شرایطه !!! بماند که شرایط بسیاریشون باز ساخته ی تصمیمات منه ! از هر شرایطی که درش دخیل نیستی (بسیار بسیار کم هستن این شرایط) چند نفر آدم میشناسی که با انتخابهای درست به بهترین درجات عالی از زندگی رسیدن ؟ چقدر انسانهایی رو میشناسی که خودشون رو از شرایطی صد برابر بدتر از تو به اوج رسوندن … پس مقصر شرایط نیست ! تصمیمات من در هر شرایطه … هر جا که به آرزویی نرسیدم ، مگه خدا اون کسی نبود که اون آرزو رو در دلم قرار داد تا بهش برسم و من اون کسی بودم که با نواقص اخلاقیم اون فرصت رو از خودم گرفتم ، با تنبلی ، بی مسئولیتی ، بی خیالی ، بی مبالاتی ، نا امیدی ، ترس و … بگذریم ، یه دنیا حرف هست که میشه در این مورد زد ، مهم قلبیه که به روی واقعیت ها باز بشه … کافیه بگم من اونم که خودم رو به آخر خط رسوندم و خداوند کسی بود که دستم رو گرفت و من رو اینجا و الان قرار داد … در مسیر هدایت 

2-و بسا چیزی را خوش ندارید و آن برای شما خیر است، وبسا چیزی را دوست دارید و آن برای شما بد است؛ وخدا می داند و شما نمی دانید.

دومین اعتقاد من به این جمله ی بالا از خداونده … آخه من ضعیف ، با این دید محدودم چی می دونم و چی می فهمم که انقدر ادعام میشه ؟ مگه من با چی به این دنیا اومدم که الان انقدر طلبکارم … اگه مراقبت خداوند نبود تا حالا چند بار هلاک شده بودم … من اومدم تو دنیایی که صاحب اختیارش اونه و بهم لطف کرده و من رو به وجود آورده تا فرصت داشته باشم از هیچ بودن ، به همه چیز بودن برسم ، از هیچ نداشتن به همه چی داشتن برسم ، اما من ، این میهمان پر توقع و بی ادب ، بچه پرروی طلب کار ، هیچکدام از قوانینشو رعایت که نکردم هیچ ، زدم همه چیزم داغون کردم ، به فرصتی که داده شده هم پشت کردم ، همه ی لطف ها و نعمت ها و فرصت هاشم ندیده گرفتم … الانم پرتوقع از این صاحب خانه ی صبور و مهربان متنفرم ؟

خوب ، چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید …

عزیزان دل من ، اصل گمنامی انجمن های دوازده قدمی به من یاد داد که اصول رو ببینم ، نه گویندشو … بسیاری از ما رفتارهای اشتباه پیروان ادیان رو به حساب خدا میذاریم … خوب اگه کسی اشتباه برداشت می کنه یا اشتباه رفتار می کنه مگه تقصیر خداست ! از طرفی قدمها من رو مجبور به پذیرش خدای خاصی نکرده … گفته به خدایی مهربان که می تونه و داره کمکت می کنه ایمان بیار ، خدایی که خیرت رو می خواد و با آوردنت به دوازده قدم این رو ثابت کرده ، خدایی که می تونه کارهایی که نمی تونی رو برات انجام بده ، اینم با پاک نگه داشتنت ثابت کرده ! 

در این مرحله که هستیم ، شروع فرآیند شناخت نیروی برترمون ، شروع فرآیند درک خداوند لازم نیست درک کامل و دقیقی ازش داشته باشیم ، کافیه درک کنم خداوند نیرویی خیرخواه ، قدرتمند و مهربانه که آماده ی حمایت ، هدایت و حفاظت از من و زندگیمه اگه بهش اجازه بدم این کارها رو بکنه … خواسته ی خداوند همه ی خوبی ها و اصول روحانی ای هست که باهاش آشنا شدم و میشم و باقی شناخت خودم ، خداوند و نقشهامون می مونه برای قدمهای بعدی که بیشتر با مقصر مشکلات آشنا بشیم … 

الان کافیه پیش داوری ها رو کنار بذارم ، دیدگاهم نسبت به خداوندی که یه منقل زغال داغ آماده کرده تا منو توش گریل کنه رو کنار بذارم … و نسبت به دیدگاه بالا با چشم و دل باز پذیرا باشم …

فراموش نکنید ، اگه به کائنات و قوانینش اعتقاد دارید ، یکی از قدرتمندترین قوانین کائنات کارما است ، همون که مولانا میگه این جهان کوه است و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا … یعنی بدی کنی بدی می بینی … حالا به نظرت مزد اون همه بدی و اشتباه و خسارتی که ما بواسطه ی بیماریمون زدیم چی بود ؟ حقمون بود امروز پاک و آرام در حال مطالعه ی یک متن درباره ی خداوند باشیم ؟ کسی که یکی از قوانین قدرتمند جهان خودش رو دستکاری کرد که بدی هایی که کردیم نابودمون نکنه و برعکس بهمون فرصت و آرامش داد همون خداوندیه که ازش حرف میزنیم … قدرشناس باشیم … خدایا شکرت 

Check Also

سوال 20 قدم 3 / چه احساسی نسبت به نیروی برترم دارم؟

کتاب میگه : چه احساسی به نیروی برترم دارم ؟ این سوال در کتاب مرجع …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *