سوال 37 قدم یک / آیا علایم هشدار دهنده در مورد بیماری خود یا فرزندانم را نادیده می گیرم و فکر می کنم بلاخره یک جوری می شود یا همه چیز درست خواهد شد؟(توضیح دهید)

با احترام به کمیته ی ترجمه ترجیح میدم ترجمه ی خودم رو توضیح بدم (در ترجمه ی بالا کلمه ی بیماری ممکنه ما رو به اشتباه بندازه که داریم در مورد بیماری عادتها صحبت می کنیم (و بد هم نیست ، چون با بیماری خودمون هم همینطور رفتار می کردیم ) ولی واقعیت بحث سلامتی رو داره مطرح می کنه .

آیا من علائمی که  نشان دهنده ای احتمال مشکل جدی در سلامتی خودم یا فرزندانم است را ندیده می گیرم و می گویم بالاخره خودش یه جوری درست میشه ؟ 

ظاهر سوال خیلی سادست … اما واقعیت چندان هم ساده نیست .  ندیده گرفتن علائم هشدار بیماری ها برای خودم و اطرافیانم . اما همین ندیده گرفتن علائم هشدار دهنده ی خطر (و بعنوان مثال بیماری خودم و عزیزانم که جون خودم و اونها رو ممکنه به خطر بندازه ) می تونه بحث مرگ و زندگی باشه …

و هر وقت دیدم که با بی خیالی نسبت به سلامت و جان خودم و اطرافیانم دارم همه چیز رو پشت گوش می ندازم باید بدونم بیماریم فعاله و این یکی از روشهاش برای کشتن منه ! به همین سادگی … بماند که سلامتی بخش عظیمی از بهبودی من رو تحت تاثیر قرار میده . سلامت دندانهام شامل سلامت کلی بدن و اعتماد به نفس منه … سلامت قلب و ریه ، می تونه روی فعالیت های ورزشی و کیفیت زندگی و کارم تاثیر بذاره ، سلامتی پوست و مو می تونه حس بهتری نسبت به خودم بهم بده و این شیطان درونی من هیچکدوم از اینها رو نمی خواد …

بی خیالی وحشتناک یک بخش از غیر قابل اداره بودن منه . و ریشه ی اون رو بعدها متوجه خواهیم شد که نواقصی مثل بی توجهی ، تنبلی ، ترس ، بی اعتماد بنفسی ، خوش خیالی و … پشت این ماجراست .

از طرفی حالا بریم سر بحث بیماری خودم … دوستان خوبم ازتون خواهش می کنم وقتی از بیماری اعتیاد صحبت می کنیم هیچ تفاوتی بین اون و سایر بیماری های کشنده قائل نشید . اینها که در موردش می گیم فقط حرف نیستن ! این یک بیماری کشندست … و علائمش هم هر روز در من ظاهر میشه … اگه ندیده بگیرمش و بگم خودش خوب میشه … یک فاجعه در من اتفاق می افته .

بیماری هر روز در من قدرتمند تر میشه و وقتی میرسه که کاملا دست و پام رو می بنده و فلجم می کنه و فرمان زندگیم رو بدست می گیره .

این علائم هشدار دهنده چی هستند ؟ بعضیاش برای همه یکسانه ، بعضی هاش رو خودم فقط می دونم که برای من چجوریه …

مثلا وقتی سن دقیق پاکیم رو یادم میره ، وقتی تمایل به تنهایی شدید دارم ، وقتی از مسئولیتهام فراری هستم ، وقتایی که صدای زنگ تلفن وحشت زدم میکنه ، وقتهایی که رنجش هایی که مدتهاست پاک شدن دوباره زنده میشن و توی سرم شروع به بازی کردن می کنن ، وقتایی که زودرنج میشم ، وقتهایی که تمایلی به دعا ، تمرین ، مراقبه ندارم ، وقتهایی که بر میگردم سر عاداتی که من رو از این دنیا بیرون ببره (حتی اعتیاد به دیدن پشت سر هم سریال (یه چی میگم یه چی میشنوی ، منظورم 72 ساعت یکضرب پای سریال بودنه ) ، پرخوری و … ) برای من اینها علائم هشدار دهنده هستن . اگه جدی نگیرم ، تبدیل میشن به بیماری فعال تر و فعال تر …

جالبه که خود سوالات انکار و غیر قابل اداره خودشون همه علائم هشدار دهنده هستند که برای همیشه میتونه برای من حکم یک تراز نامه رو داشته باشه که آیا چراغ خطرهام روشنه یا نه .

 

Check Also

سوال 38 قدم یک / آیا تاکنون وقتی در معرض یک خطر جدی قرار گرفته ام نسبت به آن بی تفاوت بوده ام یا اتفاق افتاده که به خاطر اعتیادم قادر به حمایت از خود در برابر خطر نباشم؟(توضیح دهید)

خطر جدی ؟ چیزی که جانم ، سلامتم ، آزادی ، امنیت شغلی ، ، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *