بهانه و دستاویز

خوب ، بهتون تبریک می گم ، بخش غیرقابل اداره تمام شد ، ما پی بردیم چه زندگی غیر قابل اداره ای با بیماری داشتیم و اگر امروز هم بهش بها بدیم چقدر می تونیم غیرقابل اداره بشیم و با برخی نشانه هاش آشنا شدیم . و چقدر قشنگ میشه اگه اونقدر ریزبین باشیم که خودمون در زندگی خودمون کنکاش کنیم و مثال ها و نمونه های دیگه ای هم پیدا کنیم . یادتون باشه قدمها هرگز بسته نیستن، به این معنی که یه فرد آگاه و جستجوگر و بی باک می تونه هر بحث رو بسط بده و دقیق تر بهش نگاه کنه (حتما با کمک راهنما باید این کار انجام بشه که مسیری رو اشتباه نریم )

رسیدیم به بخش بهانه و دستاویز با تشکر از کمیته ی ترجمه خیلی ساده اسم این بخش RESERVATION هست! پس مفهومش میشه چیزی که ما در پس افکار خودمون رزرو کردیم برای بازگشت به آغوش سیاه بیماری … فراموش نکنید که درک می کنم که فوری موضع بگیرید و بگید با اینهمه سوال که ما کار کردیم دیگه هیچ راهی برای برگشت نذاشتیم !! ولی به کلمه ی پسِ افکار دقت کنید ! یعنی ممکنه الان خودمون ندونیم و باید سوالها رو صادقانه و کنکاشگرانه کار کنیم تا دست بیماری رو رو کنیم . همین سوالات جان من رو سالها پیش نجات داد …

مثالهایی که کتاب میزنه خیلی قشنگه و نمیگه بیماری یهو میپره بغلتو میگه بیا بریم ! (کتاب همچی راحت نمی گه ها ! ) ، میگه یه چیزایی رو توی پس کله رزرو می کنی برای مبادا ، یا یکسری مجوزها به خودت میدی … مثلا با خودت میگی من که دیگه خوب شدم ، یک سری از اصول دیگه احتمالا به کارم نمیاد ، مثلا شاید دیگه لازم نباشه قدم کار کنم ، یا با رفقای گذشتم دیگه بتونم دوباره بگردم … یا مثلا من که دیگه عادت اصلیمو استفاده نمی کنم ، شاید یه سر به بقیه عادتا شاید بتونم بزنم !یا مثلا من که الکل نمیزنم شاید بتونم بشینم توی بزمهایی که الکل یا مواد هست …  یا نوع دیگه ی رزروهایی که ممکنه بکنیم و توی سوالات بهش میرسیم اینه که مثلا به فلان مقدار پول که رسیدم ، به فلان سن که رسیدم یا فلان شرایط که رسیدم یا اگه فلان مصیبت رو ببینم ممکنه wink مصرف کنم و برگردم به آغوش بیماری .

خوب بریم سراغ سوالات تا ببینیم آیا می تونیم از چنین رزرواسیونی نجات پیدا کنیم . و ببینیم آیا آنچه در بالا خوندیم معقوله که ما رو به آغوش بیماری برگردونه …

بهانه و دست آویز ، نقاطی است که ما در برنامه خود جهت لغزش محفوظ نگه می داریم . آن ها ممکن است بر پایه این فکر که ما می توانیم حداقل کنترل را برای خود حفظ کنیم ساخته شوند . ممکن است فکر کنیم یک رشته از اصول برنامه به درد ما نمی خورد ، یا ممکن است فکر کنیم که با یک رشته از وقایع نمی توانیم در حالی که پاک هستیم روبرو شویم . مانند یک بیماری حاد یا مرگ یکی از عزیزان و نقشه بکشیم که اگر چنین اتفاقی افتاد مصرف کنیم . یا ممکن است فکر کنیم که بعد از رسیدن به هدفی خاص یا ساختن مبلغ مشخصی پول یا بعد از چند سال پاک بودن دیگر قادر خواهیم شد تا مصرف را کنترل کنیم . بهانه و دست آویز معمولا در پس فکر ما و ماورای افکارمان قرار می گیرد و ما اغلب به طور کامل درباره آن آگاه نیستیم . ضروری است که ما این بهانه و دست آویز را آشکار کنیم و آن را همین جا و همین حالا لغو کنیم .

Check Also

سوال 46 قدم یک / من هنوز به چه دست آویز یا بهانه ای چسبیده ام ؟

قبل از این که سوال رو کار کنیم ، می خوام یه نکته ی بسیار …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *