سوال 43 قدم یک /آیا فکر می کنم می توانم هنوز با افرادی که در زمان مصرف می شناختم رفت و آمد کنم؟ آیا می توانم هنوز به آن مکان هایی که می رفتم .بروم؟ آیا فکر می کنم که عاقلا نه است اگر مقداری مواد یا وسایل مصرف آن را در دسترس خود نگه دارم تا باعث شود که گذشته یادم نرود یا بهبودی خود را امتحان کنم؟ اگر آری.چرا؟

خوب این سوال رو هر جوری تغییر بدم بی انصافی کردم ، شما مصرف رو مصرف عادتتون در نظر بگیرید .

و چه خوشحالم وعده ای رو که این سوال میده با شما در میون بذارم ..شما تا ابد با افراد سمی ، مکانهای سمی ،  اشیا و چیزهای سمی کاری نخواهید داشت !!!

ولی بیماری که توی سر منه متاسفانه یه سری رزرواسیون برای مبادا نگهداری میکنه … مثلا فلانی خعلی (خیلی نه ها ، خعلی !) بچه ی خوب و با معرفتیه ، فقط یه مشکل کوچیک داره که فلان عادت رو داره که منم داشتم و بعد از مدتی پاکی شاید بتونم بهش سر بزنم ، اصلا شاید بهش پیام عشق و امید بدم !!!

یا فلان جا خعلی wink به من خوش می گذشت ، الان که پاک زندگی می کنم شاید بتونم یه سر بزنم ، بر و بچ رو ببینم و پاک برگردم .

یا مثال کتاب که خودش خیلی قشنگه ، یه ذره ماده مصرفی (مواد ، سیگار ، یه دست ورق ، یه بطری خالی مشروب ، یه فیلم مبتذل و … ) نگهداری کنم که به خودم ثابت کنم من چقدر قدرتمندم …

عزیزای دلم ، اینا همه حقه های بیماریه … دوستی که آدم خوبی بود ، اگه پاک و سالم به آغوشت برگشت که قدمش روی چشم ، وگرنه تا ابد مأمور شیطانه (حتی اگه خودش نخواد) که تو رو به آغوش بیماری برگردونه … از طرفی چیز بسیار مهمی که بسیاری از عزیزان رو به کام نابودی و ریلپس کشونده بحث اشتیاق رسوندن پیام به دوستای در عذاب و بی خبر از بهبودیه … عزیزای دلم با همه ی وجود درک می کنم بهترین دوستانت در حال عذاب باشن و تو در بهشت زندگی کنی یعنی چه ، و اون اشتیاق که این بهشت رو به همه ی اونها و همه ی عالم معرفی کنی یعنی چه … اما واقعیت اینه که وقتش خواهد رسید … در حال حاضر می خوای با کدام شمشیر و سپر و محافظ بری دوستت رو از چنگال شیطان نجات بدی ؟ پیام رسانی به شمشیر دوازده قدم ، سپر گروه ، اعضا  و محافظت مستقیم خداوندی که درک می کنی نیاز داره و اینکه باید راهش رو بدونی … به تنهایی ممکن نیست و خودت رو به خطر خواهی انداخت … همونطور که  خداوند ما رو هدایت کرد کارش رو بلده که باقی فرزندانش رو هدایت کنه …

بگذریم …

جایی که زمین بازی تو بوده ، منطقه ی خطره ، اونجا اونقدر بیماری قدرت داره که وقتی واردش بشی خودت رو در معرض خطری انداختی که تصورش رو هم نمی تونی بکنی و مواد مصرفی یادگاری … مثل اینه با خودت موارد منفجره حمل کنی که یادت باشه میتونی منفجر بشی !!! یعنی چی آخه ؟!

دوست خوبم ، ما قراره تا روزی که زنده ایم ، یک روز یک روز به یاری خدا پاک و آرام زندگی کنیم و این رزروها دقیقا چیزهایی هست که در یک بزنگاه آنچنان تو رو براحتی بر میگردونه به آغوش بیماری و مصرف که باورت نشه . پس پاکی مرخصی نداره … ما یا با بیماری زندگی می کنیم یا با بهبودی …

 

پی نوشت : یه درک شخصی دارم که با شما هم در میون میذارم و مختارید که بپذیرید ، یا نه . معتقدم بیماری فقط درون من نیست که قدرت داره ، این وسواس خناس و این شیطان درون یه بخش کوچکی از قدرت بیماریه … وقتی جدی جدی داریم درباره ی شیطان صحبت می کنیم ، پس اگه من یه قدم به سمت شیطان درونم  بردارم و اعلام فرمانبرداری کنم  ، اونقدر اون بیرون قدرت داره که برام انواع موقعیت ها ، آدم ها و اتفاقات  رو پیش بیاره که بطرز معجزه آسایی من رو به سمت نابودی بکشونه … 

خدا رو شکر که بهبودی هم اون بیرون کارفرمایی قدرتمند به نام خداوند داره که در سایه ی نورش هیچ تاریکی ای باقی نمی مونه که ابراز وجود کنه ، اگه دستانم در دستانش قفل باشه … 

خیلی دوست دارم بیشتر از این فلسفه بگم ولی بحث فراتر از بهبودی میره و از هدف اولیه برای سایت خارج میشم ، انشااله در صورت اجازه ی راهنما و استادم بعد از اتمام رسالتم بابت کارکرد سوالات قدم ، در همین سایت بخشی خواهیم داشت و از عقاید شخصی ، درکها ، قوانین جهان ، طریقه ی معنویم و بسیاری مطالب مثبت و پرانرژی خواهم گفت تا با جهان شگفت انگیزی که خداوند به ما فرصت بودن در اون رو داده و بیش از اون ما رو جانشین خودش در اون قرارداده آشنا بشیم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *