اصل روحانی فروتنی (قدم یکم)

یکی از اصول روحانی که در طول دوازده قدم بهش بر خواهیم خورد اصل روحانی فروتنیه . قبل از اینکه ببینیم فروتنی که در قدمها باهاش سر و کار داریم چیه ، ببینیم که فروتنی چی نیست !

وقتی کلمه ی فروتنی میاد گاهی اون رو با چیز دیگه ای اشتباه می گیریم ، تصویر کسی میاد تو ذهنمون که دائما در حال خم شدن جلو دیگرانه و تکیه کلامش چاکرم ، مخلصم ، عبدم ، عبیرم میاد … یا کسی که صداش در نمیاد و اجازه میده همه از روش رد بشن ! نه دوست خوبم ، این فروتنی نیست ، این فرودستیه !

فروتنی یا تواضع در حقیقت مفهومی بسیار عمیق ، گسترده و مهم هست و شاید خیلی راحت بتونم بگم یکی از اهداف دوازده قدم اینه که من رو به فروتنی برسونه !

فروتنی یعنی پذیرفتن خودم ، آنگونه که واقعا هستم … نه بیشتر و نه کمتر … بصورت یک انسان با تمام کیفیت های انسانیم .

شاید کمی عجیب به نظر بیاد و بگی خوب این که معلومه که من یه انسانم !

اما نه ! من یک بیماری در سرم دارم که گاهی من رو سوپر من و ناجی همه ی ضعفا و فرا انسان به خودم جلوه میده ، گاهی من رو میذاره جای خدا و می خوام خدایی کنم ، گاهی فکر می کنم مسئولیت کل دنیا به عهده ی منه ، باید همه چیز رو عوض کنم ، گاهی فکر می کنم از همه ی انسانها بهتر و سرترم ، گاهی فکر می کنم اسپایدر منم و باید برم پیرزن نجات بدم ، گاهی فکر می کنم افلاطونم و باید مسیر فلسفه رو عوض کنم ، گاهی میشینم جای بقراط و همه ی علم پزشکی رو زیر سوال میبرم … و اینها بخشهایی بود که خودم رو بیش از حد خوب ، بزرگ ، قدرتمند و فرا انسان می دیدم . متاسفانه گاهی هم برعکسه … یعنی فکر می کنم از جمادات و نباتاتم ، هیچ نقشی در سرنوشت خودم ندارم ، فکر می کنم لکه ی ننگی بر تاریخ بشرم ، گاهی فکر می کنم سیاهچاله ای هستم که هر کسی به من نزدیک بشه رو می بلعم … اصلا خودم رو از اشتباهات خدایان می دونم که روزی زمین آورده شدم … و تمام اینها اول در ذهن من اتفاق میافته و دست پخت بیماریه !

پس دیدید ، برای من با بیماری ای که در سرم دارم اونقدرها هم یک انسان بودن با کیفیت های عادی یک انسان چیز عادی و طبیعی ای نیست و چیزیه که باید در طول کارکرد قدمها بهش برسم … در هر قدم با یه سری جنبه های وجود واقعی خودم و بیماریم آشنا میشم و این من رو به درک و رسیدن خود واقعیم نزدیک تر میکنه .

از طرفی فروتنی نمی گه فلان چیز هستی ، فلان چیز نیستی ! فروتنی میگه در این لحظه هر آنچه که واقعا هستی رو بپذیر … در این لحظه … یعنی از رفتن به گذشته و آینده دست بردار ، چی بودم و چی می تونستم باشم هم خارج شدن از نقطه ی فروتنیه … چه جالب ! فروتنی یک نقطه است ! یعنی توی این لحظه و در زمان حال نگاهی واقع بینانه کنی به آنچه که هستی …

حتی مقایسه کردن هم خارج شدن از نقطه ی فروتنیه ، از کی بهترم و از کی بدترم هم خارج شدن از همین اصل روحانیه که میگه بهتر و بدتری وجود نداره ، همینی هستی که الان هستی …

توضیحاتم از قدم یک خارج شد ، ببخشید گرم کردم یهو ! سوالات بخش فروتنی قدم یک شروع مسیر من برای رسیدن به جایگاه واقعیمه و درک چیزیه که در این لحظه هستم .

همچنین ببینید

سوال 61 قدم یک / آیا باور دارم هیولایی هستم که تمام دنیا را با بیماری ام مسموم کرده ام ؟ یا باور دارم بیماری من برای جامعه و اطرافم بی اهمیت و بی تأثیر بوده ؟ یا چیزی بین این دو ؟

برای بیماری من فرقی نداره از چه طریق ، فقط مهمه که من خود واقعیم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *