سوال سوم قدم دو / چه کار هایی کرده ام که حالا وقتی به آن ها نگاه می کنم ، باورم نمی شود که من واقعاً چنین کاری را کرده باشم؟ آیا خود را در شرایط خطر ناکی قرار داده ام؟ آیا رفتار هایی کرده ام که حالا از آن خجالت زده باشم؟ چگونگی آن شرایط را توضیح دهید .

خوب ، رسیدیم به بررسی بخش دیگری از عدم سلامت عقل ، انجام کارهای باور نکردنی ! باور نکردنی نه تنها از نگاه دیگران (که اهمیت چندانی نداره ) ، بلکه باور نکردنی برای خودم !

وقتی فیلم زندگیم رو مرور می کنم ، می بینم کارهایی انجام دادم که وقتی از دور بهش نگاه میکنم سرم سوت می کشه ! یعنی این من بودم که خودم رو در اون شرایط قرار دادم ؟ یعنی این من بودم که در معرض چنین خطرهایی قرار گرفتم ؟

باور بکنید یا نه در زندگیم مثل آب خوردن ، خودم رو در شرایطی قرار دادم (بهتره بگم بیماری از طریق عدم سلامت عقل من رو در شرایطی قرار داد که … ) یک قدمی مرگ حتمی بودم … و مگه از جان عزیزتر هم در این دنیا داریم پس چی بود که باعث میشد روی بزرگترین داشته ی خودم واسه بازیهای کودکانه ریسک کنم  . همین طور شرایطی رو یادمه که فقط برای یک نقص (رودربایستی ، تایید طلبی ، غرور یا … ) خودم رو در شرایطی قرار دادم که اگه پام گیر می کرد تا روزی که نفس می کشیدم باید در زندان می بودم !!!  الان یادم اومد که بیماری بین کشتن خودم و یک نفر دیگه یک ثانیه حق انتخاب بهم داد !!! (و هنوز زخم های اون تصمیم باهامه ) باز هم بگم ؟ شرایطی رو یادمه که الان که بهش فکر می کنم باورم نمی شه کسی بتونه این حجم از گستاخی و بی شرمی رو عملی کنه ! … خوب دیگه کار داره قدم پنجی میشه ، بذار بیشتر نگم … سوال میگه نگاهی به گذشته ی خودت بکن و این لحظات رو به یاد بیار … مرور کن و بعد با خودت بگو آیا آدم عاقل ، آیا عقل سالم چنین کاری می کنه ؟ آیا حالا که خداوند قراره کمکم کنه و من قراره مثل انسانی سالم و عاقل عمل کنم حاضرم چنین رفتاری رو انجام بدم ؟ و همین که به جواب برسی که نه ! آدمی که عقلش سالمه این کارها که من کردم رو نمی کنه ، سوال به هدفش رسیده …

دوستان خوبم ، شرایطی که در بالا مثال زدم شرایطی بسیار افراطی بود که بیماری فعال باعثش شد ، اما امروز موقع رانندگی آیا کارهایی که شما رو در خطر قرار بده انجام میدید ؟موقع ورزش و کوهنوردی چطور ؟ در تجارتتون چطور …

چیزی که افسار به گردن ما مینداخت و جان و مال و آبروی ما رو براحتی به خطر مینداخت بیماری بود ، امروز با کمک خدا بهش اجازه نمیدم ، فراموش نکنید پر ارزش ترین گوهری که خداوند در اختیارمون گذاشته جانمونه همینطور آبرو و عزت نفس ارزشمندترین داراییهامونه … ریسک کردن روی اینها یعنی فعالیت بیماری ، یعنی عدم سلامت عقل

کار بازگشت سلامت عقل در زندگی من کم کردن چالش ها و خطرات غیر لازمه و بالا بردن حس امنیت وساختن شخصیتی با ثبات و دارای عزت نفس … تصور کن زندگی ای رو که در اون کمترین خطر از جانب رفتارهای اشتباه خودم گریبانگیرم بشه … چقدر ثبات و حس خوب داره این زندگی … و دارم تجربش می کنم ، و اونقدر برام ارزشمنده که امروز سلامت عقل من در حال کم کردن خطرهای کوچکتر و ظریفتریه که باقی مونده ….

 

خدایا شکرت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *