چه سؤال هوشمندانه ای ، ما قدم چهار کار کردیم و ابزار پاکسازی رنجش داریم و سوال می دونه با یکی دو بار کار کردن این قدم قرار نیست ما خالی از رنجش باشیم . خیلی طبیعیه که بیماری ما هنوز هم کلی رنجش رو نگه داشته باشه تا ما رو از ادامه ی مسیر باز بداره … سوال می خواد این ابزارا رو از دست بیماری بگیره.
قراره به یه نگاه جدید برسیم … شروع کنیم قورباغه بزرگه رو قورت بدیم! اون خسارت هایی که زدیم و هنوزم توی ذهنمون یه حقشه ی بزرگ توی سرمونه ! خسارتهایی که زدیم و بخاطر رنجش هنوز حاضر و آماده نیستیم که بنویسیم رو میگه فعلا بیار رو کاغذ ، جالبه که یه جورایی هنوزم نگفته بیارش توی لیست خسارتها و … فقط گفته بنویس! خوب بنویس! آوردنشون روی کاغذ که ایرادی نداره، چون سؤال بعدی ادامه ی این سواله بیشتر توضیح نمی دم ، ولی ازت می خوام بنویسی، به خاطر داشته باش کسی ازمون نخواسته ببخشیم ، لیست کنیم ، اقرار کنیم یا هر کار دیگه ای … بیا و فقط بنویس ، اسم طرف و ماجرا رو … همین!
همون طوری که در قدم چهار یه جای آروم و راحت و معنوی داشتی ، وقتشه که الان بری همون جا ، یه دعا و مراقبه و شمعی و عودی و یه لیست بنویسی ، همین … فقط بنویس ، اصلا هم کسی مجبورت نکرده که ببخشی ، یا جبرانی کنی یا چیزی ، به فرایند اعتماد کن و بنویس …