نشانه ی روز :

سوال 29 قدم چهار /کدامیک از این شرایط بدون آن که من در بوجود آمدنش نقشی داشته باشم ، باعث احساس خجالت در من شده ؟

خوب این ردیف ترازنامه مربوط به رنجشهایی هست که من در اون هیچ نقشی نداشتم ! عجیب نیست ! آش نخورده و دهن سوخته که میگن داستان ماست ، خودمون کم با بیماریمون مشکل داریم ، بر میداریم مشکلاتی که درش نقش نداریم به دوش می کشیم !

اما یعنی چی که برای چیزی که درش نقش نداشتم احساس گناه و خجالت کنم ؟ این نوع احساس چند دسته است :

میان نوشت : وقتی توی سایت جایی می خونید فلان چیز چند دسته است ، این دسته بندی فقط چیزیه که همون لحظه ی نوشتن به انگشتام جاری شده ، قاعدتا نه علمی ، نه فنی ، نه لزوما درسته !!! در تمام سایت من فقط آنچه حس می کنم می نویسم ، یه وقت نشینید بگید مثلا احساس گناه و خجالت فلان دسته است ! بعد بگن چطور و با کدوم سند ، بعد مجبور بشید به جای آرام هم احساس گناه و خجالت بکنید 🙂

خوب یه دسته بخاطر گناه ، خطا ، یا چیزیه که به نظر من خلاف عرف یا ارزشها یا دانسته های منه که باعث خجالته (که این هم خودش جای بحث داره که آیا اصلا واقعا باعث خجالته یا نه ! )  و توسط دیگران ، شاید اطرافیانم انجام میشه و من حس گناه می کنم و این حس گناه رو گاهی مدتها حمل می کنم !

مثلا داداش من آدمیه که خیلی برون گرا و بی پروا و شوخ و اکتیوه و توی جمع ها شوخی ها و حرکاتی می کنه که خلاف ارزشها و مدل زندگی منه و من بشدت خجالت می کشم و بابت رفتارش مدتها حس خجالت داشتم …(جالبه که بعدها که از بیرون نگاه کردم دیدم که ارزشهای من با ارزشهای اون تفاوت داره ، وگر نه کار اون همچین زشت و خطا هم نیت ، من دارم از نگاه خودم و با خودمحوری و کنترل و قضاوت بهش نگاه می کنم ! ) اتفاقا وقتی با راهنمام موضوع رو درمیون گذاشتم ، چیزی که راهنمام گفت نگاهم رو کلا تغییر داد ! گفت به نظر من داداشت اتفاقا خیلی آدم باحال و فان و بامزه ایه و ما کنارش کلی خوش می گذرونیم و شادیم !!! چرا قضاوتش می کنی و چرا فکر می کنی اون و یا کل دنیا باید طبق ارزشهای تو زندگی کنن !

پس این شد احساس گناه یا خجالت بجای دیگران در شرایطی که اصلا خطایی نکردن

یه دسته دیگش احساس گناه یا خجالت بخاطر گناه یا کار خجالت آوری که دیگران انجام میدن (حتی واقعی) و من براش خجالت می کشم  . تصور کنید که واقعا یه نفر داره کار زشتی انجام میده ، من از درون دارم خودمو می خورم ، شرمنده میشم ، سرخ میشم ، بهم فشار میاد و اصلا وقتی میرم خونه و تا مدتها بعدش انگار خودمو میذارم جای طرف و هی شرمنده میشم ، با خودم میگم چقدر زشت بود این کار رو کرد ، چرا این کار رو کرد ، قدر خجالت آوره و یه بار بزرگ رو دوشم احساس می کنم و اینجاست که می تونم یه لحظه بگم استااااااپ !!! اصلا به تو چهههههههههه ! تو چیکاره ای این وسط ! آراااااام آرام ! مگه تو قاضی کجایی ، مگه کسی با تو کاری داشته ، مگه تو این وسط چیکاره ای که خودتو انداختی وسط میگی ما سه تا رو کجا میبری !

دست به دامن حضرت حافظ بشیم برای این موارد :

باید اینا رو لیست کنم و رها کنم … اشتباهات ، خطاها ، رفتار و هیچی دیگران رو خداوند به پای من نمی نویسه ! اگه من در اون خطا نقشی دارم ، نقش خودم رو درست کنم ، جبران کنم و خودم رو کنار بکشم … باید بفهمم من مسئول خطاها و رفتار دیگران نیستم .

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.