نشانه ی روز :

سوال 36 قدم چهار / به خاطر ترس هایم ، چگونه خود را فریب داده ام؟

دو سوال قبل بود که می گفت برای پنهان کردن ترسهام چیکار می کردم و درباره ی انکار صحبت کردیم … حالا رسیدیم به نوع دیگه ای از انکار که از ترسهامون سرچشمه میگیره …

حتما تا حالا در مورد این قابلیت عجیب غریب و منحصر به فردمون براتون گفتم : «قابلیت خودفریبی» … فکرش رو بکنید ، ما دیگه کی هستیم ! می تونیم خودمون رو هم فریب بدیم ! یعنی به خودمون دروغ بگیم ، بعد خودمون دروغمون رو باور کنیم !!!

عجیب نیست !؟

خوب ، ترسهای من عواقبی رو به دنبال دارن … و بیماری من برای اینکه بخاطر عواقب ترسهام ازشون دست نکشم شروع می کنه به فریب دادنم (دقت کردید ، اونکه من رو فریب میده من نیستم ، بیماریمه … اما از بیرون به نظر خود فریبی میاد ) … شروع میکنه به توجیه تا ترس رو معقول و منطقی جلوه بده ، یا حملش رو منطقی نشون بده !

مثلا من یه از گربه میترسم (دست از سر گربه های بیچاره بر نمی دارم ، و بگم من عاشق گربه هام و اینها مثالن ) ، از بچگی به من گفتن پیشی میخوردت ! و این ترس در ناخوداگاه من باقی مونده … حالا که یه زن یا مرد 40 ساله هم هستم این ترس در وجودمه ! بیماری چیکار می کنه : توجیه میکنه : خیلی وقتا گربه ها وحشی ان ، مگه صداشونو نمیشنوی تو خیابونا که وحشی میشن … کثیف هم هستن ، ممکنه هار هم باشن … ترس تو منطقیه ، احتیاط شرط عقله ! و بعد من این دروغها رو باور می کنم و دیگه ترس رو ندیده میگیرم …

باید  در ترازنامه بگردی … به خوفریبی هات برسی … نگاهشون کنی ، بیدار بشی تا بتونی از ترسها رها بشی … اصلا کار ترازنامه بیدار کردن منه ! خود فریبی شناختش چون به این آسونی ها نیست ، لازمه که از کاغذ کمک بگیرم … اصلا اگه ترسم به نظرم کاملا منطقی هم هست ، این سوال به من یادآوری می کنه که هرچقدر منطقی هم باشه ترست رو بیار توی ترازنامه ، لیستش کن ، نگاهش کن و با کمک راهنمات به آخرش به حقیقت پی می بری …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.