نشانه ی روز :

سوال 59 قدم چهار4/ رفتارهای جنسی من چگونه بر اساس خودخواهی بوده اند ؟

یه جاهایی دیدم بعضی از عزیزان این سؤال رو در جمع پاسخ ندادن و گفتن شخصیه ! معتقدم در تمامی سوالات قدمهای دوازده گانه ای که کار می کنیم سوال شخصی نداریم ! در عین حال که تک تک سؤالات به نوعی شخصیه !!! هر سوال من رو با بخشی از بیماری آشنا می کنه که عمومیه و می تونیم در موردش بحث و گفتگو کنیم … بعد از اون باید همون مورد رو در مورد شخص خودم بررسی کنم که صد البته شخصیه و گمنامی شخصی اجازه ی افشای اون رو نمیده !

سؤال داره در مورد گذشته سؤال می پرسه و می خواد یه نگاهی به گذشته ی خودمون ، یعنی زمانی که کاملا اسیر بیماری بودیم و در حالت حداکثری فعالیت بیماریمون بندازیم . قاعدتا این نگاه انداختن امروز می تونه برای منی که کمی بیدار شدم دردناک هم باشه ، ولی لازمه !

میان نوشت : از طرفی در تمام سوالات و درکها سعی کردم هیچ نگاه جنسیتی ای نباشه ، حتی در مورد خودم هم عزیزان در کامنت ها گاهی من رو آقا آرام صدا می کنن در حالی که من هیچ کجا به آقا یا خانم بودن خودم اشاره نکردم ! من فقط آرامم …  در مورد سوالات روابط جنسی کمی سخته که درکها رو بدون نگاه جنسیتی نوشت اما تلاشم رو می کنم ! دیگه به بزرگی خودتون ببخشید . 

رفتارهای جنسی ما بر چه اساس بودن ؟! بر اساس بیماری . و ریشه ی بیماری من هم خودمحوری و شاخه هاش هم نواقص اخلاقی ! پس رفتارهای جنسی من هم بر همین اساس بود …

بخش خودمحورانه ی بیماری من در رفتارهای جنسی باعث نگاه تونلی(یا لوله تفنگی) ای میشد که فقط خودم و لذتم رو می دیدم و انگار هیچ چیز و شخص دیگری اهمیت نداشت . وقتی میگم هیچ چیز یعنی روی هر چیزی من جمله اصول روحانی ، اصول انسانی ، اصول اخلاقی ، اصول اجتماعی ، ارزشها و … پا میذاشتم و هیچ کدوم رو نمی دیدم و وقتی می گم هیچ شخصی یعنی انگار فقط من در دنیا مهم بودم و لذت لحظه ایم یا هدفم ! شخص مقابل تبدیل میشد به وسیله ، به ابزار … دیگه تمام احساسات و شخصیت و شرایط و هر چیز دیگه ای رو برای طرف مقابل ندیده می گرفتم . انگار رابطه ی جنسی یک ارتباط یک طرفه بود ! و شخص مقابل وسیله ی رفع نیازهای من … از طرفی پای سایر نواقص من هم در روابط جنسیم باز میشد ! گاهی رابطه فقط برای لذت جنسی نبود ! مثلا بخاطر یک نقص اخلاقی مثل طمع رابطه ای رو برقرار می کردم ، گاهی اصلا لذت رو ندیده می گرفتم و رسیدن به خواسته ی سایر نواقصم رو مد نظر قرار می دادم و رابطه ی جنسی تبدیل میشد به وسیله ی رسیدنم به اهداف دیگر ! گاهی برای پر کردن خلأ عاطفی ، یکبار برای رسیدن به چیزی که می خوام … فرقی نداشت اون چیز مادی باشه یا عاطفی یا قدرت و …

می بینید چقدر خودخواهانه ، در تمام متنی که خوندید انگار طرف مقابل یک وسیله بود ،یک ابزار ، بدون هر گونه احساس ، بدون در نظر گرفتن شرایطش ، زندگیش ، پیامدها ، خسارتهایی که می زدم ، احساساتش و … فقط وسیله ی من بود !

اما از نگاه خدا محور امروز من این خیلی وحشتناکه … هر آدم ، امروز برای من کسیه که روح خدا در وجودش جاریه ، هر آدم بخشی از برنامه ی الهی زندگی منه ، هر آدم بخشی از وجود الهی خود منه . چطور می تونم این ذات و وجود الهی رو ابزار و وسیله ی ارضای نیازهای خودم قرار بدم ، چطور کسی که روح خدا در وجودش جاریه می تونه اسباب بازی من باشه ؟ داشتم چه می کردم وقتی در اون لحظات خداوند از دریچه ی چشمان طرف مقابل به من نگاه می کرد؟

معمولا سعی می کنم در درکهام طوری ننویسم که زیاد دردمون بگیره ولی اینجا به نظرم لازمه ، این یکی دیگه شوخی نداره ! آدمها اسباب بازی ما نیستن و اگه این نگاه رو اینجا بدست نیاریم ممکنه در طول بهبودی هم چنین اشتباهاتی رو تکرار کنیم …

از این به بعد باید بدونم در روابط جنسیم نمی تونم خودخواه و خودمحور باشم ، اول اینکه باید خواست و اراده ی خدا رو در نظر بگیرم ، یه جورایی یه درک شخصی دارم که به شما هم می گمش : وقتی می خوای یه ارتباط جنسی برقرار کنی ، از خودت بپرس آیا خدا که کنارم حضور داره آیا داره لبخند میزنه ؟ آیا از لذت و شادی ما شاده ؟ می دونم سخته و همین نگاه شاید روی تعداد زیادی از روابط رو خط بکشه ، ولی چاره ای نیست ، رابطه ی سالم بهایی داره که باید بپردازم … باید در ارتباط جنسیم بعد از اینکه خواست خدا رو در نظر گرفتم (که همیشه خیر و صلاح منه ، همیشه شادی و لذت بردن سالم منه ، همیشه جاری شدن خیر و اتفاقای خوب در زندگیمه ) ، بعد باید خواست ، احساسات ، شرایط ، شادی و لذت طرف مقابلم رو هم به اندازه ی خودم در نظر بگیرم . در ارتباط جنسی سالم باید بهداشت جنسی رعایت بشه ، باید ریسکها به حداقل برسه ، باید خسارتی در میان نباشه ، باید احساس خوب دو طرف در نظر گرفته بشه ، نیازهای دو طرف به یک اندازه در نظر گرفته بشه ، خسارت جسمی ای در میان نباشه و در کل یک رابطه ی جنسی سالم رو باید بشناسم ، بعد سمتش برم .

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.