نشانه ی روز :

سؤال 62 قدم 4 / به چه شکل از روی اجبار خواستار داشتن و یا نداشتن رابطه جنسی می شدم؟

دقت کنیم که وقتی در سوال های قدم اسم اجبار میاد یاد چی می افتیم ؟ اون سوال قدم یک که بخش دومش می گفت به چه صورت رفتارهای من از روی اجبار است … و در مورد این بود که هر وقت به بیماریم بها بدم باقی رفتارهای من اجباری میشه … اجبار کی ؟ اجبار بیماری ! من دیگه از خودم اختیاری ندارم !

حالا سوال از من می خواد یه نگاهی به تاریخچه ی روابطم بندازم ، چقدر روابط جنسی من آگاهانه ، استاندارد ، انسانی ، از روی حق انتخاب بوده ؟ اونایی که نبوده پس چرا اتفاق افتاده ؟ چه چیزی باعثش شده ؟ و عجیبه ، حتی از من می خواد مرور کنم که کجاها باید یه رابطه ی نرمال و استاندارد اتفاق می افتاده و بیماری در کمال تعجب گفته نه ! نمی خواد ! (و این ثابت می کنه بیماری می تونه قوی ترین غرایز رو مهار بزنه و طبق خواست خودش عمل کنه ! )

هدف سوال اینه که بگه حواست باشه ، در صورتی که بیماریت فعال بشه ، در صورتی که بهش بها بدی کنترل باقی مسایل در اختیار تو نیست ! در بهبودی خودم شاهد اتفاقات وحشتناکی بخاطر این ماجرا بودم ، زندگی هایی که بر اثر یک رابطه از روی اجبار بیماری از هم پاشید ، کسایی که تا پای نابودی رفتن … فقط بخاطر بها دادن به یک وسوسه … کسانی که پاکیشون رو از دست دادن ، کسانی که خسارتهای بسیار زیادی خوردن و زدن … فقط بخاطر رابطه ی جنسی از روی بیماری …

نقش شهوت یکی از قوی ترین نواقصیه که میشناسم و وای به روزی که من بهش بها بدم … به محض اینکه به بیماری یک چراغ سبز نشون بدیم ، اونوقته که امکان داره خودمون رو دهها فرسخ دورتر از مسیر بهبودی و در شرایطی نامعقول یا خطرناک ببینیم و مثل خوابگردها بگیم من اینجا چیکار می کنم ؟! کی من رو کشونده داخل این لجنزار … و تازه می فهمیم که بیماری مجبورم کرده کارهایی کنم که حتی از ذهنم هم عبور نمی کرده …

یادمون نره ما مصرف کنترلی رو در مورد نواقص هم نداریم و وای به حال شهوت و روابط جنسی که بیماری به آنچنان اجباری تبدیلش می کنه که می تونه بطور کامل داشته ها و بهبودیمون رو ازمون بگیره …

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.