نشانه ی روز :

سوال 74 قدم چهار / آیا قربانی خود را سرزنش می کردم تا رفتار خود را توجیه کنم ؟ توضیح دهید .

خوب داریم لیست سواستفاده هایی که انجام دادم رو می نویسم و برای اینکه به الگوی رفتارهای بیمارگونه پی ببرم تا این اشتباهات تکرار نشه نیاز دارم که این بند رو یکبار اینجا باز کنیم و بعد در ترازنامه برای هر مورد جداگانه بررسی کنیم . 

بیماری من همواره هوشمند بوده و هرگز همینجوری و یهویی و بی توجیه به میدون نمیاد و قبلش زمینه سازی می کنه ! در مواردی که میخواستم از کسی سواستفاده کنم قبلش میگشت و یه توجیه پیدا می کرد ! مثلا به یکی می خواستم درس بدم که دیگه انقده ساده نباشه ! (معلم کی بودم من !؟) ، یکی دیگه خودش بی عرضه بود … یکی دیگه هم من زرنگتر بودم ، برای یکی می گفتم اینجا قانون جنگله بخور تا خورده نشی ، برای یکی دیگه من نبودم دستم بود ، تقصیر آستینم بود ، یکی خودش میومد گوشش رو میداد دست ما که ببریم ، مقصر اصلا مگه ما بودیم ؟ یکی دیگه خودش انتخاب می کرد بیاد و به ما فرصت و اجازه سو استفاده بده مگه ما مسئول انتخابای مردم بودیم ؟یکی دیگه لایق چیزایی که داشت نبود ، ما هم چون لایق تر بودیم از چنگش در میاوردیم ! یکی دیگه رو که اصلا سواستفاده نبود ، ما استفاده کردیم ! به قول داستان مولانا باغ و میوه از خدا بود … (و نفهمیدیم که چوب و نگهبانم از خداست ) … یه جاهایی ما یه چیزایی رو قرض کردیم ، خوب صاحبش نیاز نداشت … یه جاهایی خوب خواسته های ما خیلی مهم تر از نیازهای دیگران بود … گاهی سازمان بودن ، اداره بودن ، شخصیت حقوقی بودن رو توجیه می دونستم که سو استفاده کنم ! گاهی می گفتم دارم مالیات میدم ، حق دارم گوش دولت رو ببرم ! (واقعا مالیاتم می دادیم ؟!) ، گاهی از خدمات دولتی راه در رو و سو استفاده پیدا می کردم و فرار از قانون رو حق خودم می دونستم !  در کل هزاران توجیه بود که به بیماری ما فرصت سو استفاده می داد … و هر سو استفاده یعنی خسارت ، یعنی فاصله گرفتن از ذات الهی و انسانیمون … یعنی فعالیت بیشتر بیماری …

اما امروز می دونم من اجازه ی خسارت زدن در هیچ شرایطی رو ندارم … من اجازه ی سو استفاده از هیچ کس و چیزی رو ندارم … امروز می دونم اگر چه دیگران حق انتخابهای خودشون رو دارن و ممکنه حتی به من فرصت سو استفاده بدن ، اما منم حق انتخابای خودم رو دارم و می تونم از این فرصت ها در راستای خواست خدا استفاده نکنم … امروز می دونم لازم نیست با سو استفاده از کسی بهش درس ساده نبودن بدم ، دو کلمه راهنمایی کفایت می کنه … امروز می دونم مال دیگران مال خودشونه ، مال منم مال خودمه ! امروز می دونم من مسئول تشخیص لیاقت هیچ کجا نیستم ! خودم  و لیاقت هامو شکوفا کنم کولاک کردم … در کل امروز هیچ توجیه و منطقی برای بیماری وجود نداره که به من اجازه ی استفاده ی سوء از اموال ، احساسات ، جسم ، روح ، داشته ها و … هیچ انسان ، موجود حتی سازمانی رو بده … 

در لیستم به الگوی شخصیم در موارد سو استفادم پی می برم …

2 comments

  1. سرزنش هم کار همیشه من بود….کسی هم اگه متوجه میشد ازش سو استفاده کردم شروع میکردم سرزنش و مظلوم نمائی…الان که دقت میکنم چه راحت تو دست بیماری بودم بدون هیچ گونه آگاهی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.