نشانه ی روز :

سوال 75 قدم چهار / آیا به نیروی برتر خود اعتماد می کنم تا در زندگی من کار کند و ابزاری را که به آن نیاز دارم تا دیگر به کسی خسارت نزنم را برایم فراهم کند ؟ آیا تمایل دارم که با این احساسات دردناک زنئگی کنم تا زمانی که این احساسات از طریق کارکرد قدمها تغییر کنند ؟

چقدر این سوال برای من پر از آرامش و قوت قلب بود … من اگه عاجز نبودم که اینجا نبودم … من اگه توان تغییر به تنهایی رو داشتم که قدم کار نمی کردم ، یک عمر با الگوهای غلط زندگی کردم و خسارت زدم ، معلومه که الان به این فکر فرو برم که چطوری می تونم عادتها و الگوهای یک عمر رو تغییر بدم ، چطور می توم سو استفاده نکنم ، چطور می تونم خسارت نزنم … مثلا اگه در کارم با کم فروشی یا دروغ درآمد بیشتری کسب می کردم طبیعیه که بگم پس درآمدم ، پس کارم چی … یه عمر حق به جانب و زورگو بودم با خانوادم ، حالا بایید تغییر کنم !

از طرفی ترازنامه ای که پر کردم و نگاه کردن به اینهمه خسارت و سواستفاده ای که در پرونده ی اعمالم دیدم معلومه که با بیداری روحانی مختصر حاصل از برداشتن قدمها تا به امروز ، قلب من رو به درد بیاره که ای داد بیداد چه کردی با اطرافیانت ! اما این سوال برای حل همین احساسات اومده که بگه برای خدا کاری نداره عوضت کنه ! دوستان یادمون نره ، برای ما همه چیز فرآینده ، برای خدا زمان وجود نداره ، اگه بخواد در لحظه می تونه نواقص و عادتهای غلط ما رو بگیره … اگه هم دوست داشته باشه به ما قدرتی میده که بتونیم از این نواقص و عادتها و احساسات رها بشیم … باید همین سوال رو به فال نیک بگیریم و مسیر ارتباط برقرار کردنمون  با نیروی برترمون رو که از قدم سه شروع شد رو ذره ذره خوشگل تر کنیم ! 

بذارید اصلا یه کار عجیب بکنم ! با تمام اعتقادی که خودتون میدونید چقدر و چطور به سوالات و حتی کلمات کتاب قدممون دارم ، بذارید اینجا بگم سوال یه ذره کوتاه اومده و گفته خدا کمک می کنه با این درد زندگی کنم و طاقت بیارم تا قدمها ماجرا رو در من حل کنه ! و درد از بین بره … اما من می گم کمک گرفتن از خداوند می تونه آرامشی در دلم ایجاد کنه ، صبری در من بنشونه که اصلا این درد رو تجربه نکنم ، می تونه به وجدانم بگه آفرین که بیداری ، اما این بچه ی بیمار من داره مسیرش رو پیش میره و پیامت رو گرفته ، تنها وقتی از مسیر خارج شد بهش پیغام بده …

برای تغییر به خدا اعتماد کنیم ، خداوند اونقدر ابزار سر راهم قرار میده که باورش سخته ، خدایی که من درک می کنم اونقدر مهربونه که من رو به راه راست هدایت نمی کنه ! راه راست رو به زیر پای من هدایت می کنه !!!

از نیروی برتر کمک بگیریم … از خداوند بخوایم ، با راهنما مشورت کنیم و تجربه بگیریم ، در جلسات مشارکت کنیم ، قدمها رو بخوبی کار کنیم ، اصول رو اجرایی کنیم … همه چی حله …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.