نشانه ی روز :

سوال 84 قدم چهارم / آیا اسراری وجود دارد که هنوز درباره آن ننوشته باشم ؟ آنها چه هستند ؟

رسیدیم به بخش رازها ، تنها دو سؤال به اتمام قدم چهارم باقی مونده و این سؤال اینجا چیکار می کنه ؟ با رازهای من چیکار داره ؟!

خلاصه بگم ؟! در یکی از نشریات نوشته بود : شدت بیماری ما به بزرگی رازهایمان است ! یه نشریه ی دیگه نوشته بود :  این نواقص در تاریکی رشد می کند و در پرتو آشکارگری نابود می شود… 

حالا قدم چهار رو کار کردیم ، لیست ها رو نوشتیم ، بخش بزرگی از ترسهای توهمی کنار رفت ، نتایج کم کم آشکار شده … حالا قبل از جلو رفتن خیلی هوشمندانه به من یک فرصت داده ، میگه بیا و بهترین قدم ممکنت رو کار کن! هیچی رو به آینده موکول نکن، الان وقتشه که برگردی و لیست هات رو کامل تر بنویسی … وقتشه هیچ چیز پنهانی رو در دستان بیماریت باقی نذاری ، وقتشه اون آشغالای زیر فرش که گفتی فعلا ولش کن رو هم تمیز کنی … 

عزیزای دلم ، صدایی که به ما اجازه نمیده رازهامون رو حتی روی کاغذ بیاریم ، باید یه جای کارش بلنگه ! من می خوام و نمی تونم ؟! می خوام و اجازه نمی ده ؟! مشکوک نیست ؟! بیاید بنویسیم ببینیم چی میشه ، قرار نیست هیچ کار خاصی بکنیم ، قراره چیزهایی که بیماری اجازه نمی ده رو در ترازنامه هام بنویسم . خودمم و ترازنامه و خدای خودم ! مگه نگفتیم طوری قدم چهار رو کار می کنیم که گویی قدم پنجی نیست … هیچکس نمی تونه شما رو مجبور کنه رازهاتون روافشا کنید ! فقط بنویسید! برای خودتون ، همین !!!!

بذارید یک بار با واقعیت رازهامون با نگاه بهبودی مواجه بشیم ، بذاریم نور بهبودی بهشون بتابه ببینیم چی میشه … اگه هیچی نشد ،میذاریم تو بقچه ی دلمون ، فعلا بیاید بنویسیم … قطعا خداوند هیچ دردی رو بیش از توانم بهم نمی ده … در این فرایند ضرر کردنی در میان نیست …

 

پی نوشت : فراموش نکنیم ، ترازنامه ها رو جایی امن نگهداری کنیم و قرار نیست در معرض دید شخص دیگه ای قرار بگیره.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *