سوال 66 قدم یک / چرا برای ادامه بهبودی لازم است تا بیماریم را بپذیرم ؟

خیلی از دوستام رو دیدم که سالها با این سوال مشغول بودن : تا کی باید جلسه بیام ، تا کی قدم ، تا کی راهنما ، تا کی اصول … و سالهای سال رو با این سوال مشغول و با خودشون درگیرن .

چرا لازمه بیماریم رو بپذیرم ؟ برای اینکه سالهای گرانبهای عمرم رو با این سوالا و این درگیری حروم نکنم ! برای اینکه تا درد رو با تمام وجودم نپذیرم ، درمان رو هم با تمام وجودم نمی پذیرم . تا وقتی که درد رو قبول نکنم ، با درمان می جنگم ، هم درمان برام درست کار نمی کنه ، هم جنگیدن آرامش و وقتم رو می گیره و کلی درد غیر لازم رو تجربه می کنم .

بیماری رو تصور کن که پزشک براش چهارتا دونه قرص نوشته که باید بخوره . با خوردن اینا هم مث آدم سالم میتونه زندگی کنه ، اما هر بار که تایم قرصش میشه ، اول شروع کنه به غرغر کردن ، حالش گرفته بشه که چرا باید قرص بخورم ، تا کی ، چند تا !!! بعد شروع کنه تایم قرصاش رو دستکاری کنه و هر بار دهنش سرویس بشه ، بعد شروع کنه یکی در میون نخوردنشون ، بعد ترکیب نخوردن قرصا رو امتحان کنه و این فرایند بی شک دائما دردهاش رو اضافه می کنه و دردسر های جدید براش ایجاد میکنه و از کار و زندگی هم می افته ! خوب عزیز من ! بپذیر چهار تا دونه قرص خوردن که انقدر دنگ و فنگ نداره ! بیماریت و درمانش رو بپذیر و با لبخند قرصا رو بنداز بالا و برو سر زندگیت !!!

ما یک بیماری در وجودمون داریم ، مادام العمر و یک بهبودی بعنوان درمان داریم ، اونم مادام العمر … فرقش هم با این مثال بالا اینه که وقتی بهبودی رو بعنوان راه حل بپذیری مقادیر عظیمی آرامش ، شگفتی ، معجزه ، تغییر ، رشد ، حال خوب منتظرته و چیزی خواهی شد ، فراتر از آدم عادی . چی از این بهتر . کلی هدایای بهبودی منتظرته ، پس چه چنگی داری بکنی ؟

آیا تایم غذا که میشه ، روزی سه بار با خودت می گی تا کی باید غذا بخورم ؟ خسته میشی ؟ درگیر میشی ؟ نه !!! میگی برم حالشو ببرم … بهبودی هم همینه … بیماری رو می پذیریم و با بهبودی میریم حالشو ببریم .

 

پی نوشت : دوست خوبم ، این روزها یکی از بزرگترین دغدغه های من «زمان» هست … بعنوان یک انسان روزی خواهیم فهمید که زمانی بسیار بسیار کوتاه در این جهان داریم ، برای زندگی ، لذت بردن ، رشد کردن ، خدمت کردن و رسیدن به هدف وجودیمون و زندگی کردن افسانه ی شخصیمون . هر چقدر بیشتر در جنگ باشیم و هر چقدر کمتر پذیرش داشته باشیم ، زمان ، این داشته ی ارزشمند رو از دست میدیم و درد غیر لازم بیشتری می کشیم … پذیرفتن بیماری دروازه ی ورود به مسیر آرامشه …

2 نظر

  1. سلام مرسی از تجربه عالتونok

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *