قدم دوم : ما به این باور رسیدیم که یک نیروی برتر می تواند سلامت عقل را به ما بازگرداند

دوست خوبم ، ورودت به قدم دوم رو تبریک می گم . به قدم دوم قدم امید میگن و خیلی قشنگه که اولین مبحثی که کار خواهیم کرد هم امید هست .

قدم یک به ما کمک کرد که اقراری مشکل رو انجام بدیم ، اقرار به اینکه بیمارم ، اقرار به اینکه عاجز و ناتوانم و اقرار به اینکه افکارم ، اعمالم و  زندگیم هم از دستم خارج شده … خوب طبیعیه که اگه به این چند واقعیت رسیده باشیم ، در ابتدای راه باید آویزون باشیم و نا امید ! این که یعنی اقرار کردم خعلی (خعلی از خیلی یک درجه خیلی تره laughing)  داغونه همه چیز ! و طبیعیه که بترسم و نا امید بشم و به همین دلیل فورا شروع به کارکرد قدم دوم می کنم …

در قدم دوم خیلی خودمونی اگه بگم قراره یه نیروی ماورایی و قوی تر از من بهم امید بده و بگه : «نترس دیونه ، خودم درستت می کنم innocent»

در این قدم قراره با دو مفهوم آشنا بشیم : اول اینکه سلامت عقل نداریم ! دوم اینکه یک نیروی برتر میتونه این مشکل رو حل کنه …

در مورد عدم سلامت عقلم و پذیرفتنش کار زیاد مشکل نیست ، کافیه یه نگاه به قدم یکم بکنم و با خودم بگم کدوم عقل سالمی این کاری رو که من با خودم و زندگیم کردم با خودش و زندگیش میکرد . تازه قدم دوم با حوصله میاد و به من اثبات می کنه که سلامت عقلم یه گیری داره و تازه این امید رو میده که گیرش قابل حله …

اما اینجا در ابتدای مسیر کارکرد باقی قدمها اسم نیروی برتر میاد ! خوب به اینجا که میرسیم ما بیمارایی که تمام وجودمون رو خودمحوری و غرور پر کرده بود ، زندگی و شرایطی که برای خودمون ساختیم هم کلا زده بود اعتقاداتمون رو داغون کرده بود در حالی که  یک جور تمایل به نافرمانی هم ظاهرا بخشی از بیماری ماست ممکنه با این مبحث گیر و گرفت داشته باشیم …

اول بریم سراغ نظر انجمن ها و اعضاشون و بعد درک آرام در مورد نیروی برتر که قراره سلامت عقل رو به ما برگردونه … و این برام مهمه و حتی در موردش رفتم و کتاب چند انجمن دوازده قدمی منجمله انجمن مادر (الکلی های گمنام ) رو بدقت مطالعه کردم …

نظر انجمن ها : با توجه به اینکه اعضایی که وارد انجمن ها میشن از تمام جهان و با عقایدی بی شمار هستن در ابتدای کار انجمن ها با ترس و لرز گفتن شما هر نیروی برتری که دلت خواست انتخاب کن … می تونه خدا باشه ، حتی خود انجمن ، جلسات ، راهنما و حتی توی یه مجله خوندم که یه عضو یه  سیب زمینی رو به عنوان نیروی برترش انتخاب کرد و بهش جواب داد … اعضا هم که معمولا قربونشون برم یه پله همیشه از انجمنشون سخت گیر تر میشن و بعنوان مثال اعضای انجمنی که من از طریقش با دوازده قدم وارد شدم کلا در قدم دوم اسمی از خدا برای من نیاوردن (در حالی که نشریات آورده !!! ) … مبادا که کسی فراری بشه …

اما درک آرام و آنگونه که با درک شخصیش قدم دومش رو اینجا خواهد نوشت :

من برای نجات از بیماری و شیطانی که درونم هست به یک انجمن روحانی و معنوی رو آوردم (و دقت کنید که روحانیت و معنویت رو با مذهب قاطی نکنید ، زیبایی انجمن اینکه که بخش مذهب رو کاملا به خودتون سپرده و هیچ بحث مذهبی ای درقدمها وجود نداره ، انجمن عموما رجوع می کنه به خدایی که شما قبول داری و هر کجا که در این وب سایت بحثی مذهبی دیدید ، شک نکنید درک شخصی آرام هست و در کل یادتون نره ، کل این سایت درک شخصی آرام هست ، نه نظر انجمن ! ) خوب حالا نمیشه داستان شیر بی یال و دم رو اجرا کنم و اینجا که رسیدم بگم من قدمها رو می خوام ، پاکی رو می خوام ، آرامشش رو می خوام اما اسم خدا واسه من نیارید !!!

دوست خوبم، آرام نمی تونه قدم دویی کار کنه که نگه نیروی برتری که قراره زندگیم رو آباد کنه و سلامت عقلم رو برگردونه  همون خداییه که برای من دست برد در قوانینش (که اگه حق واقعیم رو می خواست بده و کارمای کارهام رو می خواست بده من تابحال هزاربار باید با خفت و خواری مرده بودم ) ، دستش رو روی شونه هام گذاشت و کمکم کرد به مسیر آرامش و بهبودی پا بذارم .

نیروی برتر برای من همون خداییه که بد کردم و خوبی کرد و من رو به آغوش کشید و به مسیر و دوستانی سپرد که الان یک چهارم زندگیم رو در اون آغوش و در اون مسیر و با اون دوستان دارم زندگی رو زندگی می کنم .

پس بی رودربایست ، قدم دومی که کار خواهم کرد باز هم خیلی ساده میگه : فقط خدا میتونه شفات بده laughing بیماری ای که اسمش رو بیماری شیطان گذاشتم ، پس درمانش فقط بدستان خداونده و سایر نیروهای برتری که میپذیرم همه دستان او در زمین هستن ، راهنمام ، قدمها ، انجمن ، جلسات ، نشریات همه و همه نیروهای برتری هستند که دارند خواست و اراده ی خداوند رو در زندگیم جاری می کنن …

و باز تاکید می کنم نظرات من لزوما نظرات انجمن نیست و تجربیات و درک شخصی منه ، انجمن ها و دروازده قدم اونقدر ملایم و زیبا قدمها رو با روش خودشون و با هوشمندی باز کردن که براحتی به تمام افراد عضو فرصت دادن خودشون در طول زمان به درک این قدم برسن ، خودشون به مرور خدای خودشون و نیروی برتر خودشون رو بشناسن و انتخاب کنن و بسیار ملایم تر و عاقلانه تر از آرام با مسئله برخورد کردن … اونها متوجه هستن که بهبودی یک فرایند مادام العمره و بسیاری از اعضا که پیششون اسم خدا رو نمیشد آورد الان با کارکرد قدمها و در فرایند خدایی ترین اعضای ما شدن .

اما من آرامم ، با اخلاق ناآرام خودم wink

دست هم رو بگیریم و بریم ببینیم در قدم دوم با هم چه خواهیم آموخت …

 

 

 

Check Also

سوال 20 قدم 2 / آیا یک نیروی برتر از خودم می تواند به من کمک کند تا پاک بمانم؟چگونه؟

این سوال براحتی میتونه تمام زندگی و سرنوشت من رو تغییر بده … چقدر زیبا …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *