سوال نه 9 قدم دو 2 / آیا قسمتی از نداشتن سلامت عقل من این باور است که اعتیاد من ( چه بصورت مصرف عادتم، چه به هر شکل دیگری ) تنها مشکل من است ؟

این سوال فقط یه خورده بهمون عزت گذاشته و یه آیا اولش گذاشته وگرنه جمله کاملا خبریه !  بله دوست خوبم قسمتی از نداشتن سلامت عقل من این باور است که اعتیاد من ( چه بصورت مصرف عادتم، چه به هر شکل دیگری ) تنها مشکل من است !

عزیزان من عادتم ، اعتیادم و آنچه که من می دیدم (و با عینک عقل کلی فکر می کردم تنها مشکلمه ) تنها نوک کوه یخ عظیمیه که قابل دیدنه . 

ولی وقتی با دیدگاهی که در قدم یک نسبت به بیماری پیدا کردیم به ماجرا نگاه کنیم خیلی راحت متوجه میشیم که مشکل من به طور خاص عادتم و اعتیادم به چیز خاصی نیست ، اصلا مشکل من به طور خاص با هیچی ، نیست !!! چون مشکل من بطور عام با همه چیزه !!! بله دوست عزیزم ، سرچشمه ی زندگی من با بیماری گل آلود شده ، مرکز فرمان و کنترل من توسط بیماری تصرف شده پس  عادت ، نواقص ، مشکلات در روابط ، احساسات ، مسائل روزمره و همه ی اینها بخشی از گل آلودی رودخانه ی زندگی منه … یعنی با حل تک تک اونها هیچی عوض نمی شه ، وقتی آبی از سرچشمه گل آلوده ، با پاک کردن سرچشمست که همه چیز ناگهان شفاف میشه …

و واقعا از نگاه امروزم دیوانگیه که کسی با داشتن چنین بیماری پیشرفته و گسترده ای فکر کنه مشکلش فقط یه عادته …چیزی که زندگی من رو آشفته کرده بود عادتم بتنهایی نبود (که اگه بود با کنار گذاشتنش باید زندگیم گل و بلبل میشد که نشد !!) بلکه بیماری ای بود که در قدم یک باهاش آشنا شدم مشکل منه . پس فقط با متوقف کردن بیماری از طریق کارکرد دوازده قدمه که میتونم امید داشته باشم رودخانه ی زندگیم شفاف بشه . 

نتیجه ی سوال هم اینه : هر وقت یادت رفت بیمارم و شروع کردی با ذره بین به یک مشکل نگاه کردن و این فکر که مشکل من فقط اینه ، حل بشه دیگه زندگیم بهشته ، یادم بیاد که این فکر دیوانه وار جوکیه که سالهای بعد به اون خواهم خندید . در هر مشکلی باید به دنبال سر نخ بیماری بگردم و اون رو حل کنم ، مشکل براحتی حل میشه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *