سوال 15 قدم دو / چه تجاربی از دیگر افراد در مسیر بهبودی در مورد فرایند به باور رسیدن شنیده ام ، آیا هیچ یک از آنها را در زندگی خود امتحان کردم ؟

خوب مثل همیشه سوال داره جواب رو میده … بصورت یک عملکرد ، یه تمرین … میگه اگه می خوای به باور برسی ، برو و از افرادی که دارم برنامه ی بهبودی رو زندگی می کنن بپرس و ازشون بخواه تجربه ی ایمان اوریشون رو باهات در میون بذارن ، هیچ چیزی بهتر از شنیدن تجربیات و الگو گرفتن از دوستان موفق ، و آرام بهبودی من رو به سمت مسیر درست هول نمی ده ! 

اما من چه تجربیاتی شنیدم ؟

به من گفتن صبور باش ، امتحان کن ، باور کن … و یه لیست بلند بالا از غیر ممکنها و پارادوکس ها رو هم برای آزمایش پیش روم گذاشتن ! 

اولیش اینکه وسوسه هات رو مشارکت کن ، رها میشی ! مگه میشه ؟ غولی بنام وسوسه (فرقی نداره برای عادت یا هر نقصی ) با چهار کلمه صادقانه حرف زدن رهام کنه … امتحان کردم و شد !!! 

گفتن چیزی در جلسات هست که آرامت می کنه ، شارژت می کنه ، بیماریت رو متوقف می کنه … ظاهرش خنده دار بود … اما رفتن … چیزی بود … چیزی که وصف کردنی نیست ، اما بود ، و آرامم کرد و آرامترم کرد … 

و الان که فکر می کنم همین فرایند تا هزاران باور جدید ادامه داشت … و در این مقال نمی گنجد ! ولی من هر کدام رو که امتحان کردم به باورش رسیدم …

سوال داره میگه بپرس و عمل کن … 

اصلا یکی از لذت های زندگی من اینه که بپرسم ، یاد بگیرم و عمل کنم … واقعا هیجان انگیزه که اینهمه ابزارهای خوب و جدید هست که هر کدامش می تونه من رو آرامتر ، شادتر ، پاکتر ، موفق تر کنه . چرا باید بترسم ، چرا نباید امتحان کنم … برای منی که عمری رو در خواب گذرندونم ، الان این شروع یک چالش هیجان انگیزه … بپرس ، عمل کن ، ایمان بیار …

راستی دقت کردید فرآیند ایمان آوری چقدر شبیه کودکیمونه ، هیچ چیز نمی دونستیم ، دیدی نسبت به دنیای پیش رو نداشتیم ، می پرسیدیم ، امتحان می کردیم ، یاد می گرفتیم ، باور می کردیم … انگار ما هم در این مرحله از زندگی دوباره کودک شدیم … و چقدر خوبه این فرصت … برای دست برداشتن از عقل کل بودن و تجربه و باور دنیایی جدید … عزیزی گفت : تا کودک نشوید، وارد ملکوت خداوند نمی شوید …  

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *