نشانه ی روز :

سوال 37 قدم دوم /من تمایل دارم چه کارهایی انجام دهم تا سلامت عقل به من باز گردد ؟

باز هم رسیدیم به اصل روحانی تمایل … یعنی با در نظر گرفتن هدفی که دارم مقابل تمام آنچه توی کله ی بیمارم اتفاق می افته می ایستم و آنچه رو که باید انجام میدم ! حتی اگر ظاهرا بهش علاقه ای نداشته باشم ! ظاهرا تعریفش پر از پارادوکسه ، خواستن چیزی که نمی خوام ! و طبیعیه ، من بیماری ای در درونم دارم که مقابل همه ی چیزهای خوب زندگی مقاومت می کنه و میگه نی می خوااااام … و من باید بگم موخوااااامش … 🙂 

حالا برای برگشتن سلامت عقلم تمایل دارم چه کارهایی انجام بدم ؟ مهم ترینش رفتن به جلسات و ادامه دادن قدمها و گوش کردن به رهنمودهای راهنماست ، چون من اول راهم (یا اگر دور چندم قدمه دیگه خوب فهیمدم که اول راهم !!! ) و این سه ابزار نیروی برتر عجیب سلامت عقل رو به من بر می گردونه … 

الان دیگه متوجه میشید برای هر بار شرکت کردن در جلسه کله ی من چه مهربان میشه و شروع میکنه ثابت کردن به من که به جلسه نیاز ندارم ،،. میگه : خسته ای ، کار واجب تره ، با پیش خانواده موندن جبران خسارت کن ، یه روز در میون هم کافیه ، یه کم به خودت برس ، جلسات برای تو تکراری شده ! برو یه جای دیگه خدمت کن …. و برای کارکرد قدم ببین چقدر بیماری مهربان میشه : قدم قبلیتو زیاد خوب کار نکردی ها ، برو قبلیا رو مرور کن ، تو آمادگیشو نداری ، یه قدم رو سلولی کار کنی بهتر از جلو رفتن تو قدمهاست ، راهنمات خیلی هم وارد نیست ، بگرد دنبال راهنمای جدید … 

بله دوستان این «نجواها» رو خوب بشناسید ، بهش لبخند بزنید و کار درست رو که شرکت منظم در جلسه و کارکرد منظم قدمهاست انجام بدید … گوش دادن به حرف راهنما ، دوستان بهبودی حتی بزرگترها ، با تجربه ترها و مشورت کردن در امور هم از اون کارهاییه که بیماری اصلا دوستش نداره … و اگه از من بپرسن یه کار بگو که تا آخر مسیر انجام دادنش برامون هر بار خیر داشته باشه می گم : هر چه بیماریت گفت ، برعکسش رو انجام بده ! و کار دوازده قدم بیشتر تشخیص دادن آن چیزهاییست که بیماری میگه …

دیگه تمایل دارم چه کارهایی انجام بدم که سلامت عقل به من برگرده : مطالعه ! بله مطالعه ، چیزی که اکثرمون یا ازش گریزان بودیم و یا اگه بهش علاقه مند بودیم به محض بازکردن کتاب فکرمون همه جا میرفت الا کتاب ، چقدر خوابمون میگرفت ، چقدر اشکمون در میومد … اینا همه کارهای همین بیماری بود … مبادا آگاهی تازه ای پیدا کنم … 

اگه قدم یازده رو کار کردید که در کنار نشریات انجمن مطالعه خارج از انجمن و در مسیر روحانیتون و جهت کسب آگاهی رو بشدت توصیه می کنم و اگه کار نکردی ، نشریات انجمن خودشون دریایی پایان ناپذیر از آگاهی و بهبودی هست …

دیگه براتون بگم : امتحان کردن راههای خوب تازه برای زندگی و باز گذاشتن گوشهام برای شنیدن صداهای تازه  (راههایی که از طریق مشورت و پیشنهاد راهنما  و … جلوی پام قرار می گیره ) … امتحان کردن رهنمودهای راهنمام ، عمل به قوانین اجتماعم و ایجاد هر تغییری که احساس می کنم زندگیم رو قشنگ تر می کنه و طبق بهبودیه و همراه با مشورته رو می شه با اصل روحانی تمایل وارد زندگیم کنم …

همه ی اینها که گفتم کارهای درستیه که دریچه های جدید به روی بهبودی و زندگیم باز می کنه و بیماری جلوشون نه میاره … تمایل یعنی با کله بری تو عمل کردن به اینها ، بی توجه به نه های بیماری 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *