سوال 42 قدم دوم / چه ترس هایی دارم که سد راه اعتماد من است ؟

تمرین اصل روحانی اعتماد نیاز به غلبه بر ترس مان در مورد فرآیند برگشت سلامت عقل دارد . حتی اگر مدت کوتاهی است پاک هستیم ، احتمالا تجارب دردآوری را در رشدمان در بهبودی داشته ایم و ممکن است بترسیم که دردهای بیشتری در راه باشد. به نوعی هم این مسئله درست است . برای اینکه دردهای بیشتری در راه است ، اما هیچ یک از آن ها بیش از حد تحمل ما نیست و نیازی نیست که آن ها را به تنهایی تحمل کنیم .

و ترس : ترمز بهبودی و زندگی من و یکی از ابزارهای اصلی بیماری (در قدم چهارم به حسابش خواهیم رسید ) .

وقتی می خوام به نیروی برتر و برنامه و خداوند اعتماد کنم که کمکم کنه تا سلامت عقل بهم برگرده ، بیماری به خطر افتادن خودش رو احساس می کنه و دست میبره به قوی ترین سلاحش ! ترس !  و فریاد میزنه «دست نگه دار ، اعتماد نکن ! بترس از اعتماد کردن … »

و این سوال برای اینه که با صدای بیماری آشنا بشیم که چطور میخواد ما رو از اعتماد به نیروی برتر بترسونه و این ابزار رو با نور آگاهی ازش بگیریم !

میگه اعتماد نکن به اینا باز شکست می خوری … بترس ! 

به بیماری بگو شکست های گذشته ی من نتیجه ی گوش دادن به صدای تو و عمل به رهنمودهای تو بود ! چرا باید باز هم حرفتو گوش بدم ؟!

میگه نتیجه ی اعتمادای گذشتتو ببین ! به هر کی و هر چی اعتماد کردی نارو خوردی ! بترس ! 

به بیماری بگو در گذشته با دستور تو اعتماد کردم ، جای اشتباه اعتماد کردم و نتیجه ی اشتباه گرفتم ! من تکرار اشتباه نمی کنم ، این بار جای درست اعتماد می کنم و نتیجه ی درست می گیرم …

میگه اعتماد کردن به اینا خطرناکه ! بترس ! 

به بیماری بگو خطرناکترین چیزی که جان و مال و ناموس و آبرو و روح من رو می خواد نابود کنه تویی ! از نیروی برتر عاشق و مهربانم نمی ترسم …

بیماری میگه بترس از اینکه داشته هاتو ازت بگیرن ، تو بهش بگو مگه چیزی باقی گذاشتی که اونا بخوان بگیرن ؟! من تنها چیزی که در نیروی برترم دیدم بخشیدن بود ، هرگز چیزی رو جز سیاهی ها و افکار منفی و ترسها و نواقص و اشتباهاتم از من نگرفت … 

میگه لذتهاتو ازت میگیرن ، دیگه خبری از زندگی و عشق و حال نیست ! 

به بیماری بگو : نتیجه ی لذت بردن از فرمایشات تو رو دیدم ، اونهمه درد و ذلت چی بود به جون من انداختی به بهانه ی لذت ! و بعد نگاهی به زندگی واقعی اعضایی کن که در مسیر هستن و ببین لذت واقعی چیه ! 

(اینجا دوست دارم یه میان نوشت بذارم چون یکی از بیشترین ترسها و بهانه هایی که بیماری برامون تا آخر قدمها استفاده می کنه اینه که لذتها … لذتهاتو ازت می گیرن ، بیچاره میشی ، دیگه زندگیت بی معنا میشه … و همینجا می خوام از لذتهایی که در بهبودی به شخصه تجربه کردم بگم … و فراموش نکنید که من از ته ته ته خط اومدم جایی که روی زمین سرد نشسته بودم و تنها راهی که جلوم بود مرگ بود …  پس از صفر شروع کردم و اینها همه لطف نیروی برترم بوده (اینها خیلیهاش شاید برای آدمهای عادی ، عادی باشه ، ولی برای ما که از دنیایی محدود در لذتهای ذلت آور تعریف شده توسط بیماری یه دنیا تعجبه ) :

من در طول بهبودیم با چتر پرواز کردم ، زیر آب غواصی کردم ،بالای بلندترین برج جهان رفتم ، بزرگترین باغ وحش خاورمیانه رو دیدم ،  شنای حرفه ای یاد گرفتم و یادگرفتم طول استخر رو زیرآبی برم ، خوشگل ترین جاهای طبیعی ایران رو دیدم ، رفتینگ و آبهای خروشان رو تجربه کردم ، بهترین دوستای دنیا رو دارم ،لذت آشنایی با آدمهای بزرگ و ارزشمند ، لذت گرفتن نمره ی  بیست و تحصیل توی دانشگاه ، لذت موفقیت توی کارم ، لذت موفقیت توی زندگی خانوادگیم ، لذت عشقبازی با خدای خودم ، لذت یادگیری هر روز و هر روز و هر روز ، لذت خلق آرزوهام ، لذت بردن از فصلها ، لذت بردن از برق چشمهای یک بچه ، لذت مراقبه و سکوت ، اذت موفقیت در برنامه ریزی هات ، لذت تمام کردن کاری که شروع می کنی ، لذت مطالعه ، لذت طبیعت گردی ، لذت کمک به دیگران ، لذت لبخند خانواده ای که حمایتشون کردی ، لذت مورد اعتماد واقع شدن ، لذت شنیدن دعای والدینت برات ، لذت شنیدن خنده ی یه کودک ، لذت لبخند رضایت اطرافیانت با دیدن تو ، لذت رفتن به مکانهای معنوی ای که در اونها توقف زمان رو تجربه کردم ، لذت شوخی و خنده و دیوانه بازی با کلی دوست پاک و سالم … اینها که گفتم یک هزارم لذتهاییه که توی بهبودی تجربه کردم ! اگه بخوام بگم خدا خودش می دونه که نمی دونم کی تموم میشه  و اینها تنها لذتهای یک دهه ی اخیر بود ، منتظرم ببینم دیگه چی منتظرمه در این راه زیبای بهبودی … کی گفته که تنها لذت های دنیا اون لذت های ذلت آوریه که بیماری با نواقص به ما هدیه میده و ده برابر درد از دماغمون بیرون می کشه ؟!؟! دوست خوبم نترس … یک دنیا لذت سالم و خدایی منتظرته … )

خوب بریم سراغ ترس از اعتماد : 

بیماری میگه بترس از اعتماد ، تو بهش بگو : خفه شو ! تامام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *