نشانه ی روز :

سوال 24 قدم سوم / سپردن اراده و زندگی به مراقبت خداوندی که خود درک می کنم ، برای من چه مفهومی دارد ؟

خوب رسیدیم به باز کردن مفهوم کلی قدم سوم سپردن اراده و زندگی به مراقبت خداوندی که درک می کنم … 

اولین و مهمترین نکته (که متاسفانه تیم ترجمه فراموش کرده در متن سوال در کتاب ذکر کنه ) اینه که من قرار نیست اراده و زندگیم رو به کسی بسپارم ! اصلا پیام قدمها آزادیه ! من قراره اراده و زندگیم رو از چنگال بیماری ای که در سرم هست آزاد کنم نه اینکه از کسی بگیرم و به کسی بسپرم و خودم تماشاچی و بی اراده باشم ! من قراره اراده و زندگیم رو به «مراقبت» خداوند بسپارم .

حالا ببینم فهموم سپردن اراده و زندگیم به خداوند برای من چیه … بریم سراغ اینکه اراده چیه ، زندگی چیه …

اراده بخشی لمس ناشدنی وجود منه … کلمه ی اراده از will انگلیسی اومده و معنیش به فارسی (که به قدم ما هم بخوره) اینها هست : اراده،خواست،میل،قصد،نیت،خواهش،مشیت،ارزو … فکر کنم الان اراده رو خوب فهمیدیم پس سپردن اراده به مراقبت خداوند یعنی خواسته ها و نیت ها و آرزوهام رو سعی کنم در راستای خواست خدا باشه و ازش بخوام مراقبشون باشه … و وقتی خداوند مراقب نیت هام و خواسته هام باشه ، هر چیزی که خارج از خواست خودشه و من هم در مقابلش عاجزم (مثل وسوسه ها و فعال شدن بیماری و نواقصم ) رو به مراقبت  خودش سپردم ! اونم که توانا و قدرتمند و از من در مقابلشون مراقبت می کنه … اینجوری کله ی خودم رو خدایی می کنم و خداوند رو بهش دعوت می کنم … و زندگیم شامل تمام بخشهای لمس شدنی ، مثل کار ، روابط ، اعمال ، رفتار ، چالشها ، مسائل و … است و سپردن زندگیم به مراقبت خداوند یعنی بهترین سعی و بیشترین کوششم رو در راستای نیت های خدا پسندانم و خواست و اراده ی او (که همون اصول روحانی هست ) می کنم و نتیجه رو به خداوند میسپرم …

مثلا وقتی من بهترین تلاشم رو برای سلامت خانوادم انجام دادم ، تمام نکات قابل انجام و معقول رو انجام دادم ، به هر چیزی که در قدرت من بود رسیدگی کردم دیگه سلامت اعضای خانوادم در دستان خداست … معنیش هم اصلا این نیست که قطعا سالم بمونن (که در اکثر موارد تجربه ی شخصی من اینه که خداوند اونقدر مهربونه که نتایج رو با خواسته های معقول من یکی می کنه ) ، بلکه معنیش اینه که باقیش با خودشه و هر چی صلاحمونه انجام می ده …

در مورد کارم من تمام تلاشم رو برای کسب روزی حلال می کنم ، از تمام ابزارهام مثل مشورت ، تلاش و کوشش ، حتی دعا و اخلاق خوش و صداقت و … استفاده می کنم ، دیگه روزیم رو به خدا میسپرم … 

در رانندگی بهترین رانندگی ای که ازم بر میاد انجام میدم ، هر جا بتونم هم به دیگران راه میدم ، صبور هم هستم ، قوانین رو هم رعایت می کنم ، از سلامت عقلم هم استفاده می کنم … اینها همه نقش منه ، باقیش دیگه با خداست که چه اتفاقی برای من و ماشینم بیافته ، احیانا اگه اتفاقی افتاد با روی گشاده می پذیرمش که خواست خدا همیشه از خواست من بهتر بوده برام و قطعا خیر و مصلحتی در هر اتفاقی هست …

بی رودربایست بخوام بگم ، این یک سبک زندگیه و داره میگه در هر لحظه ای چه کاری می کنی ، چه کاری نمی کنی و هر کاری می کنی و هر کاری نمی کنی باید خواست خدا رو در اون در نظر بگیری …

و باید تجربه کنی تا متوجه بشی که نقشه های خداوند برای ما چقدر زیباست ، چقدر اسرار آمیزه ، تکه های پازل خداوند چقدر زیبا در زندگیمون چیده میشه و زندگی چقدر جادویی میشه اگه با این روش و با سپردن زندگی کنیم … چقدر دردهای غیر لازم کنار میره و چقدر خوشی وارد زندگی میشه ، چقدر حس رضایت و آرامش میاد و چقدر زندگی در شرایطی که در هر لحظه خداوندی که درک میکنی همراهته رویاییه …

با یک جمله تمام کنم … زندگی من هدیه ای از خداوند به من است ، انچه انجام می دهم پیشکش من به خداوند است …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته‌ها