25-1 بیماری من چگونه باعث آزار رساندن به خودم ودیگران شده است؟

آخ آخ … این سوال چقدر سوال تکان دهنده ایه … البته نگران نباشید این سوال اصلا توی قدم یک دنبال چه کسی و کجا نیست و لازم نیست خیلی توی خاطرات و گذشته غرق بشید ، چون به وقتش و توی قدم چهار و هشت به تک تک مواردی که به خودم و دیگران آزار رسوندم رسیدگی می کنم . داره به چگونگی اشاره می کنه !

یه سوال بکنم تا به فکر فرو بریم . اینکه یه نفر به دیگران آسیب برسونه شاید طبیعی جلوه کنه (و به هیچ وجه طبیعی و حتی انسانی نیست ) ، ولی چطور آدمی به خودش آسیب میرسونه ؟! آسیب جسمی ، روحی ، روانی ، احساسی … خود آزاری بخشی از بیماری منه ! من تمایل شدیدی به افسردگی ، انزوا ، شماتت خودم ، حسرت خوردن ، ترسیدن و خودآزاری دارم .  دقت کردید اگه کسی خود آزاری میکنه بهش میگن طرف مریضه … دقیقا یک نفر که یه بیماری تو وجودشه ممکنه به خودش آسیب برسونه … همینطور به دیگران …

آزار رسوندنهای من بر اثر بیماری چطور بود ؟ بزرگترین آزار من بر اثر خودمحوریم  بود . وقتی من محور جهان باشم دیگه بقیه مهم نیستن ! پس هر خسارتی می تونم بهشون بزنم ، خواسته های من بر نیازهای دیگران ارجحیت داره … همه رو می خوام اونجور که می خوام تغییر بدم ، هر چی که طبق خواستم نیست رو به هم میریزم … و این یعنی خسارت …

اما غیر از اون یک بحث هست که دوست داشتم قدم ششم بهش برسیم ، اما همینجا هم یه کوچولو ازش رو مطرح می کنم .

امکان نداد از نقصی استفاده کنم و پای خسارتی به خودم یا دیگران در میان نباشد 

نواقص اخلاقی سوخت بیماری هستن و از قدم چهارم ازشون حرف می زنیم … اما همینقدر بدونید که وقتی من از عادت اصلیم استفاده می کنم یا از هر کدوم از نواقصم ، مثل طمع ، شهوترانی ، بدبینی ، دروغ و … استفاده می کنه یکی خسارت می خوره …

من وقتی بیماریم فعاله خودم رو داغون می کنم ، بخاطر سوخت رسوندن به بیماریم یا عادتم ، آبروم ، جسمم ، روحم و حتی جونم رو بارها به خطر انداختم . وقتی سیگار میکشی یعنی داری از چندین جنبه خودت رو به سمت مرگ میکشونی … وقتی پرخوری میکنی ، مواد تهیه می کنی ، مشروب مصرف می کنی و هر کدوم از عادتهایی که درموردش بارها صحبت کردیم .

اما حالا بحث رو کوتاه کنیم ، این سوال چرا اینجا وسط بحث عجز مطرح شده ؟

سوال من اینه : آیا دوست داری به خودت آسیب بزنی ؟ آیا دوست داری به دیگران آسیب بزنی ؟ اگه نداری پس چرا میزنی ؟ مگه میشه آدم هم چیزی رو نخواد ، هم انجام بده ؟ مگر در موردی که کنترل دست خودش نباشه ! مگه اینکه نیرویی خارج از قدرتش مجبورش کنه … و این نیرو که من در مقابلش عاجزم باعث این اتفاقات شد …

Check Also

18-1 اولین باری که تشخیص دادم بیماری برای من یک مشکل شده کی بود؟ آیا سعی کرده ام آن را اصلاح کنم. اگر آری .چگونه؟ اگر نه .چرا؟

سوال خیلی راحت میخواد بگه من بیخود اینجا نیستم و باید یه تجدید خاطره بکنم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *