نشانه ی روز :

سوال 50 قدم یک / آیا می توانم بهبودیم را بدون تسلیم کامل شروع کنم ؟

به به … بعضی سوالات هستن که بحث های زیاد و دو گانگی زیادی در انجمنها بر سر اونها وجود داره و همین چالش خیلی لذت بخشه که هر کسی نظر خودش رو داره و علیرغم نظرات متفاوت کنار هم به خوبی زندگی میکنیم … این سوال یکی از اونهاست !

افراد بسیاری هستن که معتقدن خیر ! من بدون تسلیم کامل نمی تونم بهبودی رو شروع کنم .

و من از دسته ی اقلیت هستم که میگن بله ! من خیلی ها شروع کردن و شد ! دو نکته ی ظریف در سوال وجود داره . اول کلمه ی «تسلیم کامل» دوم «شروع کنم » . ببینید عزیزان من ، مگه ممکنه آدمیزادی با ذهن بیمار وارد مسیری معنوی بشه و در اول راه ، زمانی که هنوز شیطان درونم افسار زده نشده و داره توی مغزم جولان میده من بیام و یک راست تسلیم کامل بشم و بشینم سر جام و تمام اصول رو به ناگاه قبول کنم و عملی کنم ؟

اگه میشد این بسیار عالی بود و ایده آل (حتی خود من به علت درد شدیدی که متحمل شدم از بیماری موقع ورودم بسیار به این ایده آل نزدیک بودم درد بسیار کمی رو در طول بهبودی تجربه کردم و لذت بسیار بردم ، چون اونقدر خسته بودم که کامل نشستم سر جام و هر چی شنیدم رو تسلیم وار عمل کردم … و از طرفی بسیار شنیدم کسانی رو که در یک لحظه روشنیده شدن و به ناگاه در اوج عجز نوری دیدن و کلا تغییر کردن ، مثالش بیل ویلسون عزیز که روحش شاد . بنیانگذار انجمن های دوازده قدمی و با تشکر از اون نور پاکی که بر او تابید … اما این برای همه اتفاق نمی افته !!! و قدمها برای همه نوشته شدن ) . بسیاری از عزیزانم رو دیدم که با تسلیمی جزئی (نه کامل) وارد بهبودی شدن . شک ها ، اشتباهات ، جستجوهای خودشون رو داشتن ولی  ورود به بهبودی تقریبا با هر حالی ممکنه ، فقط نیاز به صداقت ، روشن بینی و تمایل داره … اونم از هر کدومش مقداری و نه در حد کمال و دقت کنیم که داریم از ورود به بهبودی حرف میزنیم . در سوال 52 در مورد ادامه ی بهبودی و تسلیم کامل صحبت خواهیم کرد … اما برای ورود من معتقدم کافیه پاک از عادتم باشم و سه ابزار صداقت روشن بینی و تمایل رو در دست بگیرم و شروع به کارکرد قدمها با یک راهنما کنم همین .

 

پی نوشت : از نبودن نظرات در سایت کمی متعجبم و هرگز دوست ندارم متکلم وحده باشم . ترجیح میدم درکها ، نظرات ، سوالات عزیزانم رو ببینم و اینجا محلی بشه برای گفت و گو … گفت و گفت رو در کل نمی پسندم و امید دارم اینجا محلی برای گردش پیام خداوند باشه و اون نور پاک رو با کمک هم در این سایت به گردش در بیاریم .

کانال تلگرام مسیر آرامش، دوازده قدم آرام: این روبرو کلیک کنید شاید باز شه! ورود به تلگرام با یاروشکن 😂 می تونید در تلگرام این رو سرچ کنید : aram12steps

Check Also

سوال 52 قدم یک / آیا می توانم بدون تسلیم کامل به بهبودیم ادامه دهم؟

خوب رسیدیم به این سوال که آیا من می تونم یه جورایی عشقی و نیمه …

26 comments

  1. سلام دوست خوبم مطالب اینقدر پر /بامفهوم/ظریف گفته میشن ک من یکی ازجام بلند نمیشم تا همشو نخونم وسعی میکنم حفظ کنم .دوست دارم /ممون /!!!!!ازون حرفای خودته !!

  2. امان الله یک معتاد ممنون از مطالب تون آموزنده است مخصوصا برای من که اول راه هستم

    • خوشحالم بابت فرصت خدمت ، مسیری که پایان نداره ، اول و آخر هم نداره ، تقریبا همه ی ما فقط برای امروز در مسیر داریم تلاشمون رو می کنیم . بهت تبریک می گم دوست خوبم

  3. در این جا و جواب سئوالی که دادی واقعا زیبا بود و من با شما هم نظر هستم تسلیم هم مثل تمامی اصل های برنامه یکباره اتفاق نمی افتد و فکر میکنم نیاز به زمان باشد و فرایندی است

  4. من به عنوان یک تازه وارد واقعا از مطالب و تجربه های شما لذت میبیرم و استفاده میکنم،واقعا خیلی کار بزرگ و قشنگی کردین که این وبلاگ رو راه انداختین

  5. با سلام مهدی هستم یک معتاد من به شخصه سعی میکنم اهل تقلید تو برنامه نباشم ولی بارها به خودم گفتم اگه من تسلیم کامل بودم خوب نیاز نداشتم که قدم کار کنم و در اینجا با نظر شما کاملا موافقم و فقط شهامت این را نداشتم که بگم اون هم به خودم ممنونم

  6. دقت نکرده ام ببینم چه تاریخ دقیقی این قدم رو به اشتراک گزاشتی فقط خواستم بدونی امروز بدرد من داره میخوره نگران تاریخ نظرات نباش مهم اینه اثرشو الان من در این زمان دارم میبینم با خواندنش

  7. با سلام
    بله میتوانم
    اگر منظور این سوال را از کلمه (کامل) تمام ابعاد بهبودی باشد خیر نمیتوانم چون تعقیر و تسلیم به مرور و قسمت به قسمت برای من اتفاق افتاد یعنی روز اول فقط در قسمت مصرف تسلیم شدم و فقط میخواستم قطع مصرف کنم به مرور متوجه کارآمدی برنامه شدم و راهنما گرفتم بعد قدمها را کار کردم بعد سنتها و بعد تسلیم را آهسته آهسته به تمام قسمتهای بهبودیم تعمیم دادم مثلا شغلم را که سالم نبود رو عوض کردم بعد رابطه های فامیلی که قطع شده بود را وصل کردم و در کل وقتی به ابتدای ورودم به NA توجه کردم دیدم اولش بدون تسلیم کامل آمدم اما با فرصتی که به من داده شد تسلیم را به تمام قسمتهای زندگیم بکار گرفتم
    پس بدون تسلیم کامل هم میتوانم بهبودیم را شروع کنم اما بدون تسلیم کامل نمیتوانم به بهبودیم ادامه بدهم.
    درضمن مسلم عزیز چه نظر زیبایی نوشتن. واقعا برنامه بی نقصیه درود بر همه کسانی که به بهبودی من معتاد کمک میکنند.

  8. سلام وقتتون بخیر آرام عزیز . چقدر با ظرافت و چقدر زیبا . واقعا لذت بردم .الان که این تجربه زیبای شما رو خوندم دیدگاهم کمی وسیع تر شد . حالا دیگه فهمیدم که نه تنها در اوایل بهبودی نمیتوانم تسلیم کامل باشم بلکه تسلیم اصل روحانی‌ای است که کم کم به مرور زمان در من رشد میکنه(البته به شرط اینکه من تحت هر شرایطی تابع اصول باشم و اصول دوازده قدم رو سرلوحه اعمال و رفتار خودم قرار بدم) تازه باز با این شرایط من هیچوقت تسلیم کاملِ کامل و صد در صد نخواهم نشد چون بیماری تا آخر عمر با من هست و بالاخره چه بخوام و چه نخوام قسمتی از وجود من را دربرگرفته ولی قشنگیش اینجاست که من سعی خودمو میکنم و حداکثر تلاشمو میکنم که این اصل روحانی زیبا رو تا حداکثر ممکن در برنامه بهبودی خودم بکار ببرم .

  9. سلام وقتتون بخیر . به به واقعا لذت بردم از تجربتون

  10. برای انتقال قدم‌ها به رهجو از سایت شما بهمراه دو منبع دیگر به اضافه ی تجربه ی خودم استفاده میکنم،یک شب،یک سوال جواب میدهم،فرداشب انتقال میدهم.خداوند به شما خیر دهد.

  11. راستش درک من اینه که ممکنه با یک تسلیم نصفو نیمه بتوانم پاک بمونم اما بدون تسلیم کامل بهبودی به اون معنای خاص فکر نمی کنم امکان پذیر باشه . بدون تسلیم این تنها غرور و خودخواهی است که افسار زندگی را در دست دارد . همان چیزی که اکنون در زندگی من در جریان است. برای بهبودی من به تسلیم نیازدارم . نیاز دارم که رها کنم و دست از جنگ بردارم ..بدون آن آزادی ممکن نیست

    • ناصر عزیزم، قشنگ گفتی تسلیم نیمه نصفه برای شروع خوبه، اما برای ادامه، تجربه ی من نشون داده حتی برای پاک موندن هم کافی نیست … خیلی ها رو دیدم که با تسلیم نیمه نصفه در میانه ی راه فریب بیماری رو خوردن و فقط با یک اشتباه به سمت نابودی رفتن. ممنونم که به من سر زدید.

  12. سلام آرام جان،تسلیم در برابر چیزهای هست که من در مقابل آنها عاجز و ناتوانم،به همین خاطر چون عجزها برای یک معتاد ،به مرور مشخص میشن،به مرور هم تسلیم میشیم.ولی چیزی که هست ،اوایل بهبودی عجزها تقریبا برای همه مشترک هست مث رفیق و یار و زمین بازی،تسلیم در مورد این ها میتونه کامل باشه
    وگرنه بعدهاست که عجز شخصی میشه،که همانطور که گفتید،عادت‌ها و نقص ها و لذتهایی که دارند زندگی رو غیر قابل اداره میکنن،در برابر اونها تسلیم میشیم چون احساس می‌کنیم که بهبودی ما ناقص هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *