نشانه ی روز :

سوال 63 قدم یک / در رابطه با کار کردن قدم یک چگونه اصل فروتنی را تمرین می کنم؟

خوب شاید بپرسیم که متوجه شدم که آدم باید خودشو بپذیره ، اما این چه ربطی به بیماری من و کارکرد قدم داره ؟پس بیاید با کارکرد این سوال عملا متوجه بشیم .

قدم یک گفت تو بیماری . و من اقرار کردم در برابر بیماریم عاجزم و زندگیم هم غیر قابل اداره شده . اگه این اقرار برای من درونی و واقع گرایانه باشه ، یعنی من غرق در فروتنی هستم و همه چیز حله ! درد رو می دونم ، درمان رو می دونم ، شرایط رو می دونم و اقدام می کنم .

اما واقعیت امر اینه که برای من که آقا/خانم می دونم ، می تونم هستم ، برای من با بیماری فعال ، برای منی که هنوز خودم رو بدرستی نمیشناسم و نقص اصلیم خودمحوری هست سر جای واقعی خودم نشستن و داشتن درونی متعادل کار بسیار مشکلی هست و دائم از نقطه ی فروتنی خارج میشم …

تمرین اصل فروتنی یعنی مثلا در جلسات بهبودی شرکت کنم و احساس نکنم از بقیه بهترم یا بدترم ، با روشن بینی و آرامش منتظر پیام خداوند باشم و دست از کنترل و مقایسه بردارم . حرفهای راهنمام رو گوش بدم و از حس همه چیز رو می دونم ، یا حتی من هیچی نمی فهمم دست بردارم و گوش دادن فعال رو تمرین کنم . در طول روزم با فروتنی زندگی کنم ، یعنی هر جا دیدم خودم رو از بقیه بالاتر دیدم زودی یه نگاه بکنم ببینم آیا این نگاه از عینک بیماریه ، یا هر جا حس ضعیف و ذلیل شدن کردم ، مچ عینک بیماری رو بگیرم و بدونم من خودمم ، علیرغم یک بیماری که همراهمه ، خدایی هم همراهمه که هوامو داره و اصولی که می تونه من رو از هر هوشیاری هوشیارتر کنه .

فروتنی یعنی خارج نشدن از نقطه ی تسلیم ، انگار که فروتنی ابزار برگشتن به نقطه ی تسلیمه و هر جا که تنم می خارید و حس دانایی و توانایی گرفتم با فروتنی قدم یکم رو نگاه کنم و بدونم نه میدونم و نه میتونم …

بحث گسترده ایه و ترجیح میدم نگاهی به زندگیت بکنی و ببینی در بهبودیت کجاها از واقعیتی که هستی فاصله گرفتی و لازمه فروتنی بال و پر اضافیمون رو بچینه و آروم در جایگاه واقعیمون در بهبودی زندگی کنیم ..

کانال تلگرام مسیر آرامش، دوازده قدم آرام: این روبرو کلیک کنید شاید باز شه! ورود به تلگرام با یاروشکن 😂 می تونید در تلگرام این رو سرچ کنید : aram12steps

4 comments

  1. بادرودفراوان. فروتنی وقتی حاصل میشه که افکارمن دست از منیت. غرور. کینه. رنجش. خودبزرگ بینی. خودخواهی. خودکم بینی. خودمحوری. برداشته باشه فروتنی باهیچکدوم این نواقص جوردرنمیادزمانی من معنی فروتنی را درک میکنم ومیتونم فروتن باشم که افکارم درگیر این نواقص اخلاقی نباشه حس انتقام جویی وکینهای من رنجشهای من هرگزبه من اجازه فروتن بودن نمیده. فروتنی یعنی افتادگی. واین افتادگی وفروتنی مستلزم آرامش هست.

    • داریوش عزیزم . کتاب نیمه ی تاریک وجود خانم دبی فورد خیلی چیزها رو بر من روشن کرد . فروتنی برای من دقیقا یعنی بپذیرم که غرور و منیت، کینه و رنجش ، خو بزرگ بینی و خودخواهی و … بخشی از وجود و بیماری منه ، هست اما بی درمان نیست! ما قدیس نیستیم که اگر هیچ نقصی نداشتیم اونوقت فروتن باشیم! فروتنی دقیقا درک اینه که ما قدیس نیستیم! یک بیماری داریم که تمام نواقصمون بخشی از این بیماریه اما … با بودن درمسیر بهبودی تمام این نواقص فقط برای امروز به کمک خدا می تونه در من خاموش بمونه .

  2. تمرین فروتنی برای من به این شکله که غیبت نکنم چون غیبت یعنی من بهترم اون ها بدترن
    نق نزنم غر غر نکنم هی با لحن بد صحبت نکنم این ها یعنی من بهتر از شما هستم
    قضاوت نکنم چه تو کله بیمارم چه سر زبونم نیارم
    این ها باعث میشه سر جای خودم باشم دوربینم رو خودم باشه…سخته ولی فقط برای امروز سعی میکنم بهترین سعی و کوشش رو انجام بدم

    • قشنگ نوشتید.
      فروتنی قدم یک رو در دو چیز می بینم، خیلی آرام و درونی بپذیرم بیمارم، بپذیرم نقص دارم، بپذیرم باید روزانه به بیماریم رسیدگی کنم و از این پذیرفتن حالم بد نشه . یکی هم دست از از خود متشکر بودن و خود برتر بینی و احساس تفاوت و تکبر و غرور رو کنار بگذارم. نگاه سیاه و سفید نداشتن و نگاه گورخری داشتن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *