نشانه ی روز :

سوال 32 قدم چهار / از چه چیز یا چه کسی می ترسم ؟ چرا؟

نقل از کتاب : ما از آزار شدن یا تحت فشار احساسی شدید قرار گرفتن می ترسیم و بنا بر این نصفه و نیمه زندگی می کنیم ، اعمال انسان های زنده را انجام می دهیم ، بدون این که کاملا زنده باشیم . ما می ترسیم که دیگران ما را دوست نداشته باشند ، پس عادتمان را مصرف می کنیم تا حداقل با خودمان راحت تر باشیم . ما می ترسیم از این که در شرایطی قرار گیریم که برای مان هزینه داشته باشد .
خوب وارد لیست ارزشمند ترس شدیم …
راستش رو بگم ، اولین بار که قدم کار کردم ، لیستم اینجور بود : شیر ، پلنگ ، مار ، عقرب و …
اما واقعیت اینه لیست ترسها چیزی بسیار فراتر از این حرفها از من می خواد … به قول پاراگراف بالا ، می خواد بدونه چرا من نیمه نصفه زندگی کردم ، چه ترسهایی باعث شد اینجور زندگی کنم …
و هر چقدر این لیست ارزشمند رو دقیق تر و کامل تر بنویسم ، جایزه ی آگاهی و رهاییش رو بیشتر در زندگیم حس می کنم … قراره که ترسهامون رو به بجا و نابجا تقسیم کنیم … و اینکه اصلا آیا این ترس حمل کردنیه ، یا کارش رو در یک لحظه خاص باید انجام بده و بره …
ترسها رو به دو نوع تقسیم می کنم ، ترسهای واقعی و بجا ، ترسهای غیر واقعی و نابجا … از طرفی ترسهای واقعی و به جا رو هم باید بشناسم ، اصلا ببینم سرچشمه ی این ترسها کجاست ؟ ترسهای از دست دادن ، ترسهای بدست نیاوردن ، ترسهای از ناشناخته ها …
یه اعتراف می کنم … الان یازده سال و نیمه که در برنامه های دوازده قدمی هستم ، هزاران درد دل و مشارکت شنیدم … ولی هر چقدر تلاش می کنم به خاطر ندارم ترسی واقعی و به جا دیده باشم !!!! باورتون میشه !؟ حتی اونها که واقعی بود هم اتفاق نیافتاد !!!
یه نگاهی هم با هم به نقطه ی مقابل ترس بکنیم … ایمان … مگه میشه دستام تو دست خدا باشه ، مگه میشه در مسیرش حرکت کنم و بترسم … در جلسات همیشه میشنویم : «مادامیکه این راه را دنبال کنم ، از هیچ چیز واهمه نخواهم داشت »
پس دست به کار بشیم ، لیست کنیم ببینیم چه ترسهایی رو در سراسر زندگیم همراه خودم دارم ، کدوم ترسها من رو کجاها متوقف کرده ، چه ترسهایی هنوز باهامه ، همه رو لیست کنیم …
در دو ردیف بنویسیم :
نام ترس : ترس از گربه علت ترس : می ترسم به من حمله کنه … فعلا همین کافیه
ترس از تغییر شغل/ می ترسم از گرسنگی بمیریم و دیگه نتونم پول در بیارم
ترس از تغییر محل زندگی / می ترسم تحمل دردها و فشارهای جابجایی رو نداشته باشم
ترس از … همینجوری ادامه بده … بنویس … بعد به ردیفهای بعد و ریشه یابی هم می رسیم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.