نشانه ی روز :
تنهایی خللا

سوال 61 قدم چهار /از روابط جنسی چگونه برای اجتناب از تنهایی و پرکردن خلاء روحانی استفاده می کردم ؟

یادتونه یه سوال قدم دو داشتیم که در مورد استفاده از عوامل خارجی برای پر کردن خلأ می گفت : محض یادآوری اینجا نگاهش کن …

ایندفعه اول کار یه داستان از دوست گمناممون بگم :

اوایل ورودم به برنامه بود که دیدم خیلی توی سر خودم دارم از تنهایی می نالم ! دائم می گم چقدر تنهام ، تا اینکه یه روز همون بیداری روحانی شروع کرد مکالمه باهام ، گفتم خیلی تنهام ، گفت واقعا ؟! دورت که شلوغه ! گفتم نه ! احساس می کنم کسی درکم نمی کنه ! گفت دوستای بهبودیت که درکت می کنن ! گفتم خوب نه ، کسی که خیلی خوب درکم کنه ! گفت دو سه تا رفیق فابریکم داری که خوب جوری درکت می کنن ! دیدم زورم بهش نمیرسه … گفتم نه خوب منظورم جنس مخالفه … مچم رو گرفت ، گفت پس ظاهرا مشکلت تنهایی و درک متقابل و همدردی و اینا نبودا !!! و بیدار شدم ! انگار یک الگوی رفتاری در من بود که رابطه ی رومانتیک و رابطه ی جنسی رو برای پر کردن  یک خلأ که اسمش رو تنهایی گذاشته بود می خواست که در حقیقت یک توهم بود برای رسیدنش به اهداف و نواقصی که ازش سوخت می گرفت !

یه بخش از عدم سلامت عقل من این بود که برای پر کرد احساس خلأ روحانیم فکر می کردم چیزی از خارج می تونه حالم رو خوب کنه و این حس خالی بودن رو ازم بگیره ! همن احساس خلا که می گفت همیشه انگار یه چیزی کمه ، همون حسی که میگفت من همه جا انگار اشتباهی ام  ، اون چیز هر چقدر قوی تر بود و نواقص بیشتری رو به کار می گرفت بیماریم بیشتر کیف می کرد ! و برای رفع این خلأ شروع می کرد چنگ زدن به عوامل خارجی … موارد مخدر ، نیکوتین ، قمار ، شبکه های مجازی ، الکل و سکس … بله عزیزان این چیزها مسکن های کوتاه مدت و مخربی بود که ما استفاده می کردیم تا این احساس خلا رو از ما بگیره … تنهایی هم خودش بخشی از این خلا بود ، همون قسمتش که می گفتم انگار من بین یک میلیون آدم تنها و متفاتم و استفاده از این ابزارها باعث میشد فکر کنم این افکار دقایقی رهام کنه !

واقعیت امر اینه که بیماری من بود که تشنه ی استفاده از نواقص بود و چه نقصی برای خوشمزه تر از شهوترانی ، باعث میشد باقی نواقصم فعال بشه و بیماریم من رو در اختیار بگیره …

امروز می دونم : خلأ روحانی من تنها با جنسی از روحانیت پر میشود! 

این خیلی مهمه که بفهمم راه حل تمام دردهای من با روحانیته ، برای همینه که وارد یه برنامه ی روحانی دوازده قدمی شدم . حالا این روحانیت چیه که می تونه حس تنهایی و خلأ من رو پر کنه ؟ اصول روحانی که می تونن جایگزین نواقص بشن و بیماریم رو غیر فعال کنن ، اصول برنامه که می تونه کلی انرژی خوب بهم بده و پر کردن خلأ برای من اینطوره که خدا رو به بخش بخش زندگیم دعوت می کنم ، هر وقت حس تنهایی می کنم معنیش اینه که یادم رفته که خدایی هست که با منه ، عاشق منه ، همراه منه ، رفیق منه ، وکیل منه … دوستان وقتی بحث خدا میشه نمی تونم اعتقادات شخصیم رو وارد نکنم ، شما هم در مورد این درکها خدایی رو که باور دارید شریک کنید …

واقعا هر وقت حس تنهایی می کنم باید یاد یه آیه بیافتم که میگه «هُوَ مَعَكُمْ أَیْنَ مَا كُنتُمْ، هر كجا باشيد او با شماست» . و باید تجره کنی پر کردن خلأ روحانیت رو با عشق خداوند تا بفهمی چه خوب این خلا پر میشه … و اگر تجربه نکردی هم صبور باش ، قدم یازده ما رو وارد یه رابطه ی آگاهانه با نیروی برترمون می کنه و به ما یاد میده چطور به زندگیمون دعوتش کنیم …

این روزها تنهایی من با دوستان بهبودیم ، با خانوادم ، با حضور توی اجتماع هم پر میشه ، قرار نیست احساس کاذب تنهایی من رو به سمت نواقصم و روابط مخرب یا رابطه ی جنسی بکشونه … امروز می فهمم که هر چیزی جایگاهی برای خودش داره ….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.