نشانه ی روز :

سوال 8 قدم سه/ آیا پی گیری اهدافم باعث صدمه به دیگران می شود ؟ چگونه ؟

کتاب قشنگ میگه :

سپردن اراده شخصی به این معنی نیست که هدف های مان را پی گیری نکنیم و سعی در تغییر خود و یا محیط اطراف مان ننماییم . یا به این معنی نیست که منفعلانه هر بی عدالتی را در حق خود یا کسانی که مسئولیت شان با ما است بپذیریم . لازم است که بین اراده شخصی مخرب و با رفتار سازنده تفاوت قائل شویم .
خوب رسیدیم به سه تا سوال که در مورد اهدافم و رسیدن بهشون صحبت می کنه … خوب انگار من درست حسابی بلد نیستم به سمت هدفام برم ، چون تا حالا فرمون زندگیم دست بیماریم بوده ، هنوز درست روندن و سپردن زندگیم رو به سمت اهدافم با کمک نیروی برتر اصلا بلد نیستم …
قبل از سوال در مورد پاراگراف بالا صحبت کنیم : یه نوعی ازانکار که توی این سالها بسیار دیدم انکاریه که بیماری از طریق بد برداشت کردن در مورد سپردن دربعضی دوستان به وجود میاره …
دوستمون فکر می کنه سپردن یعنی رها کردن ! یعنی کاری نکردن! یعنی نجنگیدن ! یعنی حقمون رو نگرفتن ! یعنی دنبال اهدافم نرفتن و سپردنشون به امون خدا … 
اتفاقا سپردن دقیقا برعکس اینهاست ! سپردن یعنی سهم خودمو سفت چسبیدن ! یعنی هر کاری می تونی با تمام وجود انجام بدی ! یعنی برای خواسته هات درست و حسابی بجنگی ! یعنی حقت رو تمام و کمال بگیری و با تمام وجودت دنبال اهدافت بری !!! و …
«بعد از اینکه سهم خودت رو با کیفیت و کمیت عالی انجام دادی ، نتیجه رو به خداوند بسپاری و آروم بگیری» … سپردن یعنی همه ی این کارها که گفتم رو طبق خواست و اراده ی خدا و با روش مورد قبول خداوند (طبق اصول روحانی ) انجام بدم … قرار نیست من ماشینم رو همینجوری با درو پیکر باز بذارم و برم و بگم سپردم به خدا ! خوب اون دزده هم خدایی داره :-)) سپردن یعنی من بهترین دزدگیر رو روی ماشینم نصب کنم ، قفل فرمونمم که زدم بگم خدایا حالا میسپرمش به خودت … و رهاش کنم و هر اتفاقی براش افتاد دیگه خواست خداست …
 
و حالا سوال :
آیا پی گیری اهدافم باعث صدمه به دیگران می شود ؟ روش قدیم من برای رسیدن به هدفهام (که معمولا هم اهداف لذت جویانه بود ) عمل از روی اراده ی شخصی و هوای نفسم بود … خوب طبیعیه وقتی الگوی حرکتم بر اساس بیماری و هوای نفس باشه ، نتیجه مگه ممکنه جز خسارت به خودم و دیگران باشه 
افکار => بیمار گونه و تونلی (لوله تفنگی )
برنامه => نقشه چینی و غیر قابل اداره
انگیزه => بیمار گونه و لذت طلبانه
ابزار => نواقص اخلاقی
همکار => بیماری و شیطان درونم …
چه شود !؟ این ترکیب …  این حرکت به سمت هدف نیست ، ویرانگریه …
هر وقت می خواستم چیزی رو بدست بیارم به هر قیمتی باید بدست می آوردم ، مهم نبود چه بلایی سر دیگران بیاد ، مهم نبود از چه طریقی ، مهم نبود عواقبش چیه …
 
اما امروز :
هدفهام : خداپسندانه و طبق خواست و اراده ی خدا 
مسیر : از روی بهبودی و طبق خواست خدا 
ابزار : اصول روحانی 
همکار : نیروی برتر و دستانش در زمین
برنامه : برنامه ریزی واقع بینانه
افکار : خیر خواهانه و طبق اصول و بر پایه خواست خدا …
چقدر زیبا میشه این حرکت ، هر اتفاقی که می افته خیره ، در بین راه همینجوری خیره که به خودم و دیگران میرسونم و اتفاقات هر چی پیش میاد هم خیره …

Check Also

من نمی توانم خدایا تو می توانی

سوال 13 قدم سه /آیا در بهبودی زمانهایی بوده که احساس کنم که اراده و زندگیم را به دست خود گرفته ام ؟ چه چیز باعث هشدار به من شد ؟ چه اقدامی کردم تا خود را به قدم سوم دوباره متعهد کنم ؟

در نسخه انگلیسی دو نکته ی ظریف وجود داره : سوال میگه : آیا در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *