نشانه ی روز :

سوال هشت 8 قدم دو 2 / از چه راه های نداشتن سلامت عقل به من می گوید که چیزی خارج از خودم می تواند مرا کامل کند و مشکلاتم را حل کند ؟( مصرف مواد مخدر –قمار –غذا خوردن –سکس و یا چیزهای دیگر)

 از چه راه های نداشتن سلامت عقل به من می گوید که چیزی خارج از خودم می تواند مرا کامل کند و مشکلاتم را حل کند ؟

یکی از زیباترین سوالات قدم که کار کردنش می تونه نگاه من به زندگی و جهانبینی  ، کیفیت زندگیم ، بهبودیم و همه چیزم رو زیر رو رو کنه !!! چی از این قشنگ تر ؟!

یادتونه دراولین سوال و در تعریف بیماری گفتیم : دنبال چیز متفاوتی گشتن و دنبال عامل خارجی گشتن برای پر کردن خلأ درونی …

یک خلأ درون من هست که با وجودش دائم نا آرامم و در جستجو برای پر کردنش و یافتن آرامش و بیماری دائما در حال ارائه ی پیشنهادات رنگارنگه (از جنس نواقص و عادتها و  لذتها و زیرشاخه هاشون ) که میگه این دیگه پرش میکنه و آروم میگیری … پایان جستجوهای تو اینه ! و زهی خیال باطل … هر چه بیشتر از مسیر بیماری سعی در پر کردنش کنی بیشتر فرو میری و بزرگتر میشی . 

قبل از اینکه به جای جالبش و راه حل برسیم بیاید به بحث اصلی برسیم : عدم سلامت عقل . 

در تعریف عدم سلامت عقل یکی از زیباترین هاش اینه “تکرار اشتباه و انتظار نتیجه ی متفاوت ” به این معنی که من وقتی در کنترل بیماری هستم اول خطا می کنم (و تا اینجا اشکالی هم نداره ، هر انسانی ممکنه خطا کنه ! ) و بعد اشتباه می کنم (یعنی خطا رو تکرار می کنم و این علیرغم اینکه ایراد داره ولی پیش میاد ! ) ولی اون قسمت غیر طبیعی اینه که شروع می کنم به تکرار و تکرار و تکرار این اشتباه با روشهای متفاوت و انتظار دارم نتیجه ای دیگه حاصل بشه . و علت چیه ؟ علت اینه که تا وقتی من صدای بیماریم رو نشناسم ،بیماری مشغول توجیه کردن منه و لالایی خوندن که نه ! اینبار فرق می کنه ! اینبار نتیجه چیز دیگه ایه !!!

و در مورد این سوال هم همینطوره : سیگار مصرف کردم که آرام بگیره و خلا پر بشه ، بدتر شد ، نوع سیگار رو میگه عوض کن ، میگه بیشتر بکش ، تایمش رو عوض کن ، ترکیبش کن و … و هر روز که بیدار میشم از خواب یه صدایی میگه امروز سیگار تو رو آرامتر میکنه ، امروز خلا درونیت پر میشه … و هرگز نشد …

بعد میگه نه ! باید یه چیز قوی تر باشه ، الکل مصرف کن ، اون حتما تو رو آروم میکنه ، گم شده ی تو اونه ، خلا درونی تو با اون پر میشه و اون حس آرامش بر میگرده (مخصوصا نوشتم بر میگرده چون روزگاری اون حس نداشتن رو همه تجربه کردیم ، در کودکی … ) و تو شروع می کنی به مصرف ، و هرگز آرام نمی گیری …

و بعد شروع می کنه مواد ، قمار ، رفیق بازی و هزار راه دیگه ، گاهی میگه کار ، گاهی میگه پول ، گاهی میگه شهوت ، گاهی میگه ماهیگیری ، گاهی میگه بازی کامپیوتری ، گاهی یکی یکی نواقص رو رو می کنه ! غیبت ، دروغ ، خود بزرگ بینی ، غرور و … 

و من هر بار این اشتباه رو تکرار می کنم و هر بار شکست خورده بر می گردم ، با خلأیی بزرگتر .

عزیزان من مشکل اینجاست که من هر بار شکست می خورم عدم سلامت عقلم فریاد میزنه راه دیگه ای هست ، تو بلد نبودی ، بیشتر ، بهتر (این راه اشتباه رو ) امتحان کن . و من متوجه نمی شم که اگه چیزی جواب نداد خوب نداد ، چرا باید باز تکرار کنم ؟! این دیوانگی نیست ؟

عزیزان من ، در بیرون از خودم بدنبال مشکلی بگردم که درونم هست ؟ تا بحال به این فکر کردید که اگه مشکل درون منه ، شاید راه حل هم درون من باشه ؟

اصلا «بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست !»

خلأ درونی من با جنسی از روحانیت پر میشه ،  جنسی از نور ، عشق ، خدمت و خداوند  .

این جواب تمام سوالات منه ، این گمشده ی منه (که باید با تلاش و تجربه و کارکرد این قدمها بهش برسم و درکش کنم ) ، باید دست از این دیوانگی بردارم ، باید دست بردارم از اون بیرون رو گشتن ، دست بردارم از این غرق شدنهای بیهوده … من با این دیوانگی مثل کسی شدم که دنبال شتر گمشدش روی هر بامی می گرده …

از امروز هر وقت صدایی درونت گفت “این دیگه حالتو خوب می کنه ” ، مرور کن که چیزی که گفته از چه جنسیه ؟ اگه از جنس نواقص بود ، از جنس شیطان درونم … سریع متوجه شو که گوش کردن به حرفش دیوانگیه .

اضافه نوشت ! :))

دوست دارم بحث دیگه ای رو هم پیش بکشم که نمی دونم جاش اینجا بود یا نه ولی خوب اومد دیگه :

گاهی وقتی کاری درست انجام میدم که دقیقا همون  از همون جنس کاراییه که این خلأ رو پر میکنه و روح نا آرام جستجوگرم رو آرام میکنه ، اما بیماری شروع میکنه با ترفندی شیطانی مسیر رو عوض میکنه و سنگ میندازه جلوی پام طوری که خودمم نمی فهمم از کجا خوردم که کار خیرم شد سوخت بیماریم !

وقتی که بیماری نیت عملهای خوبم رو با نواقص اخلاقی قاطی می کنه !!! بعنوان مثلا برای آرامش روحم و بهبودیم شروع می کنم خدمت (و خدا میدونه در خدمت واقعی ، با نیت درست ، صادقانه و با عشق بلاعوض چه خیرهایی نهفته ) ، اما به خودم میام و می بینم خدمتم پر شده از غرور ، تایید طلبی ، خودگامگی ، انتظار نتیجه ، قدرت طلبی و … و نه تنها آروم نشدم ، هی بیماری میگه بیشتر میخوام از این نواقص و دارم خسارت میزنم …

اینجاس که برای حسن ختام میگم مواظب خوبیاتون باشید …

کانال تلگرام مسیر آرامش، دوازده قدم آرام: این روبرو کلیک کنید شاید باز شه! ورود به تلگرام با یاروشکن 😂 می تونید در تلگرام این رو سرچ کنید : aram12steps

Check Also

سؤال 18 قدم 6 / تا چه اندازه ترس اینکه با کارکرد این قدم تبدیل به چه نوع انسانی خواهم شد ، هنوزدر من وجود دارد ؟ آیا از زمان شروع به کارکرد این قدم تقلیل یافته است ؟

یه موقعی نقصای اخلاقی همچین به ما چسبیده بودن، انگار بخشی از وجودمون بودن، انگار …

6 comments

  1. بسیار عالی و خوب مفهوم رو رسوندید دوست عزیزم….ازتون سپاسگذارم عزیز?

  2. سلام واقعان سپاس گذارم بابت همه تجربیاتی که در اختیار می ذاریدممنونم

  3. آقا دمت گرم
    چه درک هایی
    چه تجربه هایی
    واقعا در کنار درکهای خودم و راهنمام درک ها و تجربه های شما من رو به یه درک کاملتر و آگاهی بیشتری میرسونه و حال و احساسی در من ایجاد میشه که از گفتنش قاصرم
    مرسی که هستی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *